چهارشنبه , ۳۰ آبان ۱۳۹۷
خانه / نوشتار فارسی / بررسی علل و اشکال خشونت‌ورزی در نظام آموزشی/قادر یوسف‌نژاد

بررسی علل و اشکال خشونت‌ورزی در نظام آموزشی/قادر یوسف‌نژاد

بیان مسله:

نظام آموزش و پرورش هر کشور یکی از مهم­ترین نهادی دخیل در امر تعلیم و تربیت افراد یک جامعه می­باشد که در آن افراد به بلوغ  فردی و اجتماعی که لازمه زندگی پویا و جامعه­‌ی توانمند می­باشد دست پیدا می­کنند. کارکرد آموزش و پرورش در ایجاد جامعه مدرن کارکردی مهم و غیرقابل انکاری است و از آنجا که سیستم و نهاد آموزش و پرورش با مهم­ترین منابع جامعه یعنی منابع انسانی سروکار دارد بنابراین هرگونه نگرش و سیاست­گذاری  در این حوزه نقشی اساسی و غیرقابل انکاری در تغییر و تحولات جامعه و نیر در نسل­های آتی خواهد داشت.

بنابراین آموزش و پرورش را می­توان به عنوان یک نهاد اجتماعی تعریف کرد که در این تعریف ترکیبی از مدرسه و افرادی است که به طرق مختلف در چارچوب مدرسه با یکدیگر در کنش و واکنش هستند. بدین ترتیب بخشی از فرایند آموزش و پرورش در چارچوب نهاد اجتماعی مدرسه صورت می­گیرد و بخشی دیگر در خارج از مدرسه و درچارچوب جامعه کلی تحقق می­‌یابد ( شارع¬پور ۱۳۸۷:۱۰). آموزش و پرورش از طریق جامعه‌پذیری افراد و نیز تجهیز آنان به علم و دانش نوین وظیفه و کارکرد خود را انجام می­دهد. اجتماعی شدن یکی از مهمترین فرایندهای زندگی انسان است که طی آن کودک ناتوان از طریق اجتماعی شدن به تدریج به شخصی خودآگاه, دانا, و ورزیده در شیوه‌­های فرهنگی که در آن متولده گردیده است, تبدیل می-شود. اجتماعی شدن توسط گروه­ها و عوامل اجتماعی شدن صورت می­پذیرد. مدارس نیز در فرایند اجتماعی شدن نقش دارند. آموزش در مدارس یک فرایند رسمی‌است. برنامه معینی وجود دارد که باید از دروس فرا گرفته شوند. در کنار برنامه آموزش رسمی‌چیزی که بعضی از جامعه شناسان آن را برنامه آموزشی پنهان نامیده‌­اند وجود دارد که یادگیری کودکان را مشروط می­کند( سیدی ۱۳۹۲:۹) نهاد آموزش و پرورش در فرایند جامعه­پذیری و اجتماعی کردن کودکان نیازمند راهکارها و ضوابطی جهت پیشبرد سیاست­ها و اهداف خود میباشد و با توجه به مخاطبان این نهاد که کودکان و نوجوانان و خانواده­‌های آنان را شامل می­شود, لزوم شناخت هر چه بیشتر ویژگی­‌های عاطفی, اجتماعی, رفتاری, فرهنگی … دانش­‌آموزان ضروری و دارای اهمیت فراونی می­باشد و عدم توجه و شناسایی و اتخاذ سیاست­‌ها و راهکارهای سازنده موجب ایجاد مشکلات و خسارت­های غیرقابل جبرانی می­گردد. شاید یکی از مهم­ترین مشکلات و آسیب­های موجود در نهاد آموزش و پرورش در چندین سال گذشته به این سو گسترش خشونت و آسیب­های اجتماعی دیگر از جمله خودکشی, فرار از مدرسه, اعتیاد به دخانیات اشاره کرد. “دبیر فیزیک دبیرستان پسرانه حافظی در بروجرد که صبح دیروز(شنبه ۱ آذر)توسط دانش آموز خود با ضربه چاقو به شدت مجروح شده بود، درگذشت”. (خبرگزاری کار ایران). ” پرونده مدير و معلم خاطي مدرسه ابتدايي شهرستان لالي كه براثر تنبيه بدني دانش آموز موجب ناتواني حركتي وي شده است، در هيئت تخلفات اداري اين سازمان به صورت خارج از نوبت در حال رسيدگي است”.( سایت خبری فردا نیوز) . ” مدیرکل آموزش و پرورش استان خوزستان جزئیاتی از برخورد والدین یک دانش‌آموز اهوازی با مدیران دبستان دخترانه معراج در شهرستان اهواز اعلام کرد”.( پایگاه خبری و آگاهی پرسش). و خودکشی ۱۳دانش‌­آموز؛ هشداری که جدی گرفته نمی­شود (خبرگزاری مهر) .

حال پرسشی که مطرح می­شود این است که چرا نظام آموزشی که وظیفه جامعه‌­پذیری و تربیت نسل­های آتی را بر عهده دارد چرا سطح خشونت در آن گسترده گردید و اشکال و جنبه­های مختلف به خود گرفته است؟ نقش سیاست­های چند دهه گذشته در بروز این خشونت­ها چیست؟ اجزاء و عناصر نظام آموزشی چگونه و با چه رویکردی تجربه برخورد با این خشونت­ها را پیدا می­کنند؟

اهمیت و ضرورت تحقیق

خشونت، رفتاری است که برای آسیب رساندن به دیگری از کسی سر می‌زند و دامنه آن از تحقیر و توهین، تجاوز، ضرب و جرح تا تخریب اموال و دارایی و قتل گسترده است .(سروستانی، ۱۱۳:۱۳۸۶) خشونت پدیده­‌ای قدیمی‌و همزاد انسان بوده است و امروزه نیز به اشکال و صور مختلفی در زندگی روزمره  افراد جریان  دارد. اما فارغ از ضرورت بررسی و تلاش برای کاهش خشونت در جامعه, وجود خشونت در مدارس به دلیل یادگیری و نیز جامعه‌­پذیری کودکان و همپنین پنهان ماندن این جنبه از خشونت از دید سیاست­گذاران, جای نگرانی و تاملی بیشتری داشته باشد. بررسی و مطالعه اشکال مختلف خشونت نشان می­دهد که این پدیده می­تواند شامل بخش­های آشکار و پنهان از خشونت زبانی و فیزیکی تا خشونت عاطفی و نابرابری آموزشی به عنوان شکلی از خشونت غیز مستقیم به خود بگیرد. و اهمیت نهاد آموزش و پرورش و مدرسه به عنوان بدنه­ی مهم و حساس و به عنوان نهادی که بیشترین ارتباط و دوگانگی را با سایر بخش­ها و نهادی دیگر جامعه دارد بررسی اشکال خشونت در آن چه در سطوح خرد, میانی و کلان و نیز شناخت علل و عوامل خشونت معلمان علیه دانش آموزان و نیز دانش­آموزان بر علیه دانش­‌آموزان و همچنین اعمال خشونتی که توسط خود نظام آموزشی از طریق مقرارات و برنامه‌­های درسی آشکار و پنهان آن صورت می­گیرد شایان توجه است.

خشونت­‌ورزی در نظام آموزشی همچون سایر نهادی دیگر دارای پیامدهای کوتاه مدت و بلند مدت خواهد بود. پیامدهای اجتماعی آن  همچون یادگیری و بازتولید خشونت به نسل­های آتی در میان خشونت دیدگان­, تنفر قربانی از جامعه, در بعد آموزشی نیر می­توان به ترک تحصیل تنفر از مدرسه و یادگیری از روی ترس اشاره کرد. در بعد فردی نیز پیامدهای آن شامل رواج اختلالات روانی, عدم اعتماد به نفس، ترس و مواردی دیگر همچون افسردگی  ودروغ گویی اشاره کرد.

با توجه به موراد مذکور و نیز اهمیت بررسی و شناخت و پیشگیری از خشونت در تمامی‌سطوح و نیز آگاهی از پیامدهای ناشی از خشونت ورزی در نظام آموزشی در تمامی‌سطوح ضروری می­باشد و این تحقیق نیز تلاشی است در همین راستا.

Image processed by CodeCarvings Piczard ### FREE Community Edition ### on 2013-11-19 06:31:45Z | http://piczard.com | http://codecarvings.com

بررسی  علل و اشکال خشونت‌­ورزی در نظام آموزشی

بررسی علت خشونت­‌ورزی در مدارس و نهاد آموزشی نیازمند تحلیل دیالکتیکی و چندگانه است. چرا که خشونت خود به مثابه پدیده­‌ای چندوجهی از علل و عوامل بسیاری نشات گرفته و بازتولید می­شود. نظام آموزشی با توجه به کارکرد خود در جامعه به عنوان نهاد انتقال دهنده علوم و فنون نوین به دانش­‌آموزان و نیز جامعه‌­پذیر کردن آنان برای برعهده گرفتن نقش­های جامعه، بیشترین ارتباط و پیوند را با سایر نهادهای دیگر نظام اجتماعی دارد.

جامعه به مثابه یک کلیت که در برگیرنده نهاد­ها و اجزاء مختلف می­باشد و بنا به تئوری کارکردگرایی هر کدام از این اجزاء جهت یکپارچگی کلیت نظام اجتماعی و ظایف و کارکرد خاصی بر عهده دارند و خلل و ناهماهنگی در هر کدام از اجزاء هر نهاد، باعث ناهماهنگی و تنش در کلیت نظام اجتماعی و دیگر اجزاء و مولفه‌­های آن می­گردد.

امروزه رواج خشونت در مدارس از قتل و در گیری با معلمان گرفته تا اخراج و کتک زدن دانش‌­آموزان و خودکشی آنان، نتیجه عواملی می­باشد که به طور مستقیم و غیر مستقیم بر روی این برزو و تشدید این  روند تاثیرگذار بوده‌­اند.

 بررسی جایگاه نظام آموزشی با توجه به سیاستهای کلی و بنیادین از جمله سیاستهای فرهنگی کشور مصوب سال ۱۳۷۱, برنامه­های توسعه اول تا پنجم  و نیز شند تحول بنیادین در آموزش و پرورش, نشان دهنده این است تربیت افراد ایدئولوژیک و باور پذیر به مبانی اعتقادی, دینی و فرهنگی از اولویت­های آموزش و پرروش می­باشد. اما تغییر و تحولات نسلی و فرهنگی و نیز سیاست­های اقتصادی و اجتماعی چند دهه گذشته  باعث گردیده که اقتدار و هژمونی  نظام آموزشی در جامعه­پذیری دانش­آموزان با چالش روبروه گردد و توان و مدیرت نظام آموزشی در برخورد و حل آسیب­های اجتماعی جامعه کاهش یابد و این امر نیز در درون این نهاد فزونی گیرد و خشونت نیز به عنوان آسیب اجتماعی هر روز بیشتر بازنمایی و مشاهده گردد.

با توجه به رابطه دیالکتیکی و چندگانه نظام آموزشی با سایر نهادهای جامعه می­توان گفت که فرهنگ مکتوب و غیر مکتوب و نیز رسمی‌و غیر رسمی‌جامعه به عنوان میراثی از نسل­های گذشته دارای ارزش­ها و هنجارهای خاص و ویژه­‌ی می­باشد که باعث تمایز هر طبقه و نسل از نسل­های دیگر و نیز اجتماعات انسانی از همدیگر می­شود که به عنوان راهنمای عمل افراد در برخورد و فهم پدیده‌­های اجتماعی می­باشد. زمینه‌­ی فرهنگی و نیز فرهنگ حاکم در جامعه در بسیاری از جهات حاوی کدها و ارزش­های می­­باشد که پدیده خشونت  و خشونت ورزی را تسهیل کرده و باعث بازتولید و تداوم آن در اشکال و کنش­های مختلف گردیده که این امر را می­توان به عنوان عامل فرهنگی و حیاتی در امر تداوم خشونت در جامعه و نیز رفتار افراد دانست, رفتارهای همچون برخود خشونت بار با حیوانات، تخریب محیط زیست را می­توان برآمده از این زمینه‌­ی فرهنگی خشونت بار دانست. بررسی ادبیات کلاسیک به عنوان حاقظه جمعی این فرهنگ پر از داستان­ها و اشعاری می­باشد که خشونت در نهاد آموزشی و جامعه را امری شایسته و مثبت تلقی کرده از جمله می­توان به شعر سعدی شیرازی در کتاب گلستان اشاره داشت:

استاد معلم چو بود بی­آزار    **   خرسک بازند کودکان در بازار

بررسی زمینه­‌های فرهنگی جامعه در سایر ابعاد و زوایای مختلف نشان دهنده این امر است که فرهنگ خشونت و استبداد به عنوان بخشی از رمینه و عادت­واره فکری و رفتاری افراد و نهاد عمل می­کند و نظام آموزشی نیز جزءی از این کلیت خشونت­زده می­باشد.

اما نهاد آموزش و پرورش نه تنها متاثر از زمینه‌­ی فرهنگی حاکم در جامعه می­باشد. بلکه  رابطه‌­ی دیالکتیکی و دوگانه با سیاست­ها و عملکرد سایر نهادهای فرهنگی و اقتصادی جامعه داردو بررسی خشونت ورزی در نهاد آموزشی با توجه به چارچوب نظری این پژوهش نیازمند بررسی دقیق­تر و تحلیلی­تر عناصر و اجزاء نهاد آموزش و پرورش از جمله دانش‌­آموزان، معلمان، محتوای آموزشی و پرورشی و …با همدیگر و نیز با سایر اجزاء و عناصر نظام اجتماعی می­باشد.

بررسی خشونت‌­ورزی در مدارس نشان می­دهد که خشونت اعمال شده را می­توان به چند دسته تقسیم نمود: خشونت مدرسه یا نهاد آموزشی علیه دانش­‌آموزان، خشونت معلمان علیه دانش‌­آموزان, خشونت دانش‌­آموزان علیه دانش­آموزان.

خشونت:

آربلاستر می­گوید عمل خشونت‌آمیز آن چیزی است که دربردارنده صدمه، آسیب یا خسارت به انسان یا غیر انسان ویا یک شیء باشد. گلاسر(۱۹۹۹) معتقد است خشونت دربردارنده مجموعه عامل جرم و قربانی است و بنابراین ممکن است به عنوان یک پاسخ جسمانی به شخص دیگری تعریف شود. در یک تقسیم بندی می­توان خشونت را به انواع زیر تقسیم بندی نمود:

خشونت جسمانی: شمال صدمه وارد کردن به فرد از طریق ضربه زدن, بریدن, لگد زدن خشونت عاطفی: خشونت عاطفی یا بدرفتاری روانی به عنوان لفظی که در آن یک فرد بزرگسال به خود پنداره شایستگی­های اجتماعی کودک حمله می­کند تعریف شده است, که در الفاظی مانند اهانت, تهدید یا تحقیرکردن به کار برده شود. خشونت جنسی: عبارت از اینکه بزرگسالان یا بچه‌­های بزرگتر از یک کودک برای ارضای جنسی استفاده کنند. که ممکن است همراه با تماس یا بدون تماس باشد (علمی‌و همکاران ۱۳۸۷:۱۶۴). همچنین خشونت را می‌توان از نظر مفهومی‌کنشی در نظر گرفت که از جانب فرد یا افرادی و از روی اراده و آگاهی به منظور آسیب رساندن فیزیکی یا روحی – روانی به دیگری انجام می‌پذیرد .(رحمتی،۱۲۹:۱۳۸۱).

خشونت نهاد آموزشی علیه دانش‌­آ­موزان:

نهاد آموزش و پرورش در کشور با توجه تمرکزگرایی شدید که در سیاست­ها و قوانین خود دارد در اجرا و تدوین سیاست­ها و برنامه­های آموزشی فاقد پشتوانه عمیق مطالعاتی و آسیب­شناسانه می­باشد. . بررسی سیر تغیر و تحولات چند دهه گذشته در آموزش و پرورش همچون تغییر نظام آموزشی ترمی‌– واحدی به سالی- واحدی و یا تغیر به دوره ۳-۳-۶ و دیگر تحولات و تغیرات ایجاد شده همگی نشان دهنده وجود تفکر تمرکز گرایانه می­باشد . که در امر سیاست­گذاری قائل به پذیرش وجود تنوعات قومی, زبانی , فرهنگی و … نمی­باشد و این نوع گفتمان در سیاست­گذاری­های نظام آموزشی باعث نادیده گرفتن تفاوت­های فردی و اجتماعی بین دانش‌­آموزان کشور می­گردد. و پیامد چنین رویکردی را یکنواختی و عدم تنوع و نوآوری در محتوای آموزشی دانست که به سبب وجود پدیده­ای به نام “کنکور” در سیستم آموزشی کشور عملا جای هر نوع خلاقیت و نوآوری در میان  دانش‌­آموزان به سبب مکانیسم کنکور به انزوا  می­‌گراید.

با توجه به رویکرد تمرکز­گرایی, می­توان گفت که این امر به سبب عدم توجه به اختلافات و تمایزات بین دانش‌­آموزان چه در سطح فردی و چه در سطح کلان, سبب قرائت و برداشت یکنواخت و تک محوری از موفقیت و پیشرفت می­شود که با توجه به تنوعات قومی, زبانی و فرهنگی در کشور, این امر خود سبب دلزدگی دانش‌­آموزان از نظام آموزشی به سبب عدم توجه به ویژگی­های فرهنگی و جغرافیایی و محیطی آنان می­شود. همچنین وجود این گفتمان در سطح فردی, سبب عدم توجه به تفاوت­های فردی و روان­شناختی بین دانش­آموزان می­گردد, چرا که نگاه تمرکز­گرایانه با برداشت از گفتمان خاصی از موفقیت و پیشرفت و همچنین دانش­آموز موفق, سبب به حاشیه راندن سایر اشکال و گفتمان­های دیگر موفقیت و پیشرفت می‌شود. پیامد چنین سیاست یک سویه و تمرکزگرایانه, سبب ایجاد فشار و ناکامی‌در میان دانش­آموزان به سبب عدم حصول به اهداف نظام آموزشی می­شود که به شکل,  ترک تحصیل, فرار از مدرسه، خودکشی، تخریب اموال مدرسه و کاهش کیفیت و سطح آموزش در میان آنان می­گردد, به نظر می­رسد برای کاهش چنین پیامدهای , ضروروی است که از سیاست­گذاری­های تمرکزگرایانه به سوی سیاست­گذاری­های چندفرهنگی و توجه بیشتر به تنوعات محیطی, فرهنگی و اجتماعی دیگر مناظق کشور شود.

همچنین با توجه به چارچوب نظری تحقیق، می­توان گفت که سیاست­های خصوصی سازی در اقتصاد کشور در چند دهه گذشته به اجرا درآمده و منطق چنین سیاست­های که در جهت کوچک سازی دولت از ارائه خدمات و گسترش نقش بازار می­باشد و اعمال وکاربست این سیاست­ها در آموزش و پرورش می­تواند پیامدهای همچون ترک نحصیل دانش‌­آموزان طبقات فقیر و کم­درآمد از مدرسه گردد و یا دست یابی به موفقیت و مدارج تحصیلی و شغلی بالاتر را محدود به طبقات خاصی کند. گسترش مدارس غیرانتفاعی در چند دهه گذشته در کشور و اعمال سیاست­های همچون افزایش تراکم و میانگین جمعیت دانش­آموزان کلاس­ها, عدم تخصیص بودجه مناسب به آموزش و پرروش, در نهایت سبب کاهش کیفیت تحصیلی و فشار بیشتر بر معلمان و دانش­آموزان کردیده که این امر نیز باعث خشونت­ورزی در اشکال گوناگون در مدرسه گردیده است.

خشونت معلمان علیه دانش­‌آموزان:

بررسی چرایی خشونت معلمان علیه دانش­آموزان را می‌توان وابسته و پیامد دلایلی چندی دانست. معلمان , به عنوان کسانی که وظیفه انتقال دانش و مهارت به دانش­آموزان را بر عهده دارند به سبب عدم تاثیرگذاری بر تدوین سیاست­ها و قوانین کلی و جزئی در آموزش و پرورش همچون, مشارکت در تدوین کتب و برنامه درسی و آموزشی و .. سبب از خودبیگانگی آنان از تدریس و مدرسه گردیده. معلمان به عنوان مهم­ترین نقطه ثقل آموزش و پروش چه ازنظر تغییر و تحولات و چه از نظر پیامدهای سیاست­گذاری نامناسب , می­توانند زمینه­ساز خشونت و نیز قربانی خشونت گردند.

قظعآ، معلمان به عنوان رکن مهم آموزشی, با توجه به سلسله مراتب نیازهای مازلو، برای پیشبرد اهداف آموزشی، و تربیتی و نیز تاثیرگذاری هر چه بیشتر در کلاس و کارایی بهتر نیازمند آرامش و تامین فراغت معیشتی و شغلی هستند, ولی این امر در چند دهه گذشته همواره به عنوان یکی از موانع و دغدغه­‌های آنان وجود داشته و دارد. عدم دست­یابی معلمان به اهداف خود سبب ناکامی‌منزلتی آنان و در نهایت کاهش کیفیت شغلی و کاری آنان می­شود و با توجه به الگو­پذیری دانش­آموزان از آنان، عدم توجه به نیازهای شغلی و صنفی آنان می­تواند زمینه­ساز بروز خشونت آنان در مدرسه گرددو بی­رمقی شغلی در انان را در پی داشته باشد.به نظر می­رسد، خشونت در مدرسه نمی­تواند صرفا محدود به خشونت معلمان علیه دانش­آموزان محدود گرددو این خشونت­‌ورزی می­تواند از جانب دانش­‌آموزان و اولیاء بر علیه معلمان به سبب تنش و فشارهای ناشی از ساختارهای خشونت­‌ورز در مدرسه تحقق یابد و خشونت دانش‌­اموزان علیه معلمان را می­توان به نوعی اعتراض و مقاومت آنان علیه سیاست­های آموزشی و تربیتی در مدرسه به شمار آورد و نبود مشاوران کافی و توانمند در مدارس می­تواند زمینه‌­ساز خشونت بیشتر آنان و بروز آسیب­های اجتماعی همچون مصرف دخانیات، پرخاشگری، ترک نحصیل و تخریب اموال مدرسه را به دنبال داشته باشد.

خشونت دانش­‌آموزان علیه دانش­‌آموزان

خشونت ورزی در مدارس می­تواند شکل دیگری نیز به خود بگیرد خشونتی که به نظر می­رسد فراوانی و نمود بیشتری نسبت به اشکال دیگر دارد, خشونت دانش‌­آموزان علیه دانش­آموزان. سلسه مراتب قدرت در نظام آموزشی, و اعمال سیاست‌های تمرکزگرایانه و دیگر سیاست‌ها و قوانین آموزشی و تربیتی, می­تواند زمینه‌­ساز خشونت دانش­آموزان عیله همدیگر گردد که این امر نیز ریشه در علل مختلفی دارد.

مدل سه‌گانه دانش‌­آموز- معلم – مدرسه, و مکانیسم روابط بین آنان به روشنی گویای این امر است که عدم توجه به روانشناسی تفاوت­های فردی دانش­‌آموزان و نیز تنوع تربیتی و خانوادگی آنان می­تواند زمینه­ساز بروز خشونت در آنان گردد. مدرسه به عنوان مدلی از واقعیت­های موجود جامعه, دربرگیرنده دانش‌­آموزانی است که به سبب عدم یادگیری کافی مهارت اجتماعی و ناهمسانی طبقاتی  میان آنان و همچنین به سبب اقتضای عواطف و ویژگی­های روان­شناختی،مدرسه و مکانیسم روابط درون آن می­تواند زمینه­‌ساز تسهیل و یادگیری و بازتولید خشونت گردد.

خشونتی که میان دانش‌­آموزان علیه دانش­آموزان اعمال می­گردد, می­تواند نشات گرفته از عواملی همچون شیوه‌­های نامناسب فرزندپروری, الگونامناسب رفتاری در خانواده, تاثیر از محیط مدرسه و رسانه­ها و یا خود به عنوان واکنشی در جهت خشونت اعمال شده باشد. بی­شک به مدد گسترش رسانه­های ارتباط جمعی و نیز پذیرش و الگوسازی کودکان و نوجوانان, این رسانه­ها می­توانند عامل ترویج و خشونت در میان دانش‌­آموزان گردند.

اشکال خشونتی که در مدارس اعمال می­گردد می­تواند در چند دسته جای بگیرد. از خشونت فیزیکی مانند کتک زدن و مجازات بدنی گرفته تا خشونت زبانی همچون ناسزا گفتن, تحقیر کردن و یا خشونت آموزشی, همچون مجازات¬های درسی, اخراج از مدرسه و خشونت روانی مانند انتقاد و سرزنش غیرموجه را در بر بگیرد.

پیامدهای و عواقب خشونت در نظام آموزشی

در یک قرن گذشته به این سو و به مدد گسترش جنبش­های اجتماعی و فعالیت­­های مخالفان خشونت بود که گفتمان خشونت در جامعه و مدارس به عنوان مسله‌­ای مهم و ضروری تلقی گردید و سبب توجه برنامه‌­ریزان و سیاست­گذاران در جهت اعمال سیاست­های مبارزه با خشونت در تمام اشکال آن در جامعه برآمدند..

خشونت در همه اشکال آن می­تواند پیامدهای جدی و غیر قابل جبرانی دربرداشته باشد. بررسی پرونده­های متجاوزان و قاتلان در چند دهه گذشته و حال نشان می­دهد که بیشتر آنان در کودکی مورد تجاوز و خشونت قرار گرفته­اند و اعمال خشونت توسط آنان خود واکنشی جهت انتقام آنان از جامعه بوده است. تحقیقات اخیر در روان­شناسی و جامعه­‌شناسی خود گویای این امر است که نسل جوان به سبب ویژگی­های روانی و فردی که دارند, اعمال هرگونه تربیت یا رفتار نامناسبی می­تواند پیامدهای درآینده بر روی فرد و نزدیکان وی داشته باشد, پیامدهای که فرد به شکل خشونت می­تواند علیه زن, فرزندان و دیگر افراد جامعه اعمال کند.

خشونت یک رابطه یک سویه و موقت نیست که در یک زمانی اعمال شود و بعد از آن به اتمام برسد, مهم ترین مسئله در خشونت به مثابه دیگر پدیده­های اجتماعی, مسئله یادگیری و یازتولید آن می­باشد, خشونت می­تواند تا چندین نسل ادامه یابدو در خانه و یا روابط شخصی و کاری خود را نمایان و بازتولید نماید.

 بی­شک, بررسی علل و عوامل خشونت در نظام آموزشی به سبب تربیت و جامعه‌­پذیری افراد برای ورود به جامعه از اهمیت به سزایی برخوردار است. خشونت در کودکی و نوجوانی می­تواند زمینه­ساز انواد دیگر خشونت در بزرگسالی گردد..

پیامدهای خشونت را می­توان در سه بعد, اجتماعی، آموزشی و فردی شناسایی کرد. دربعد اجتماعی موجب بازتولید شدن آن و ایجاد حس انتقام در میان قربانی خشونت و تبدیل آن به سیکل معیوبی درآینده می­گردد. در بعد آموزشی سبب ترک تحصیل، تنفر از مدرسه و عدم یادگیری موثر در دیگر مراحل زندگی می‌گردد. در بعد فردی نیز می­تواند باعث افسردگی، دروغ­گویی، استرس و اضطراب و کنش­های روانی گردد.

پیامدهای خشونت  همچنین می­تواند در زمینه پیشرفت تحصیلی و شخصیت دانش‌­آموز تاثیرگذار باشد و ضروری است که برای کاهش افت تحصیلی زمینه­‌های خشونت در مدارس بررسی و ریشه­یابی گردند. مبارزه با خشونت نیازمند عزم جدی و تبدیل آن به گفتمان همگانی است، بی­شک، نقش جامعه مدنی در کاهش خشونت حیاتی می­باشد و زمینه این کار می­تواند گسترش و تاسیس نهادهای غیر دولتی در جهت آموزش و مبارزه با خشونت در تمامی‌اشکال و سطوح آن و نیز توانمندسازی افراد جامعه در جهت برخورد با آن می‌باشد.

نتیجه­‌گیری:

نظام آموزشی بنا به نظریه کارکردگرایی , در جهت یکپارچگی و انسجام نظام اجتماعی دارای وظایف و کارکرد خاص خود می¬باشد. از جمله می­توان به انتقال علوم و فنون نوین و جامعه‌­پذیر کردن دانش­آموزان جهت ورود به جامعه اشاره کرد. و این نهاد به مثابه سایر نهادهای دیگر نظام اجتماعی دارای عناصر و اجزاء درونی می-باشد که اعمال هر گونه سیاستی در این نهاد باعث تاثیر بر عناصر و اجزاء درونی و سایر نهادهای دیگر جامعه می­شود. این نوشتار با اگاهی از این امر و نیز اهمیت نظام آموزشی در کلیت نظام اجتماعی و نیز با توجه به گسترش روزافزون خشونت در سطوح مختلف جامعه و سرایت آن به درون نظام آموزشی, درصدد بررسی علل وعوامل گسترش خشونت در نهاد آموزش و پرورش و اشکال مختلف خشونت­ورزی بر علیه معلمان و دانش­آموزان برآمد. برای تبیین این مسله نیازمند به چارچوب نظری ترکیبی که بتواند به تبیین واقع­گرایانه و همه جانبه از مسله مورد بررسی به دست بدهد نیاز هست. چارچوب نظری تحقیق مشتمل بر نظریاتی همچون, نظریه یادگیری اجتماعی, کنترل اجتماعی, نظریه منابع, نظریه خشونت نمادین بوردیو و … می­باشد . که در فرایند دوگانه و دیالکتیکی مابین نظام آموزشی و نظام اجتماعی و نیز رابطه اجزاء درونی نظام آموزشی با دیگر نهادهای اجتماعی استوار می­باشد.

یافته‌­های تحقیق نشان می‌دهد که سه شیوء خشونت ورزی در مدارس رواج دارد, خشونت نمادین یا کلی نظام آموزشی بر علیه دانش‌­آموزان, خشونت معلمان علیه دانش­‌آموزان و نیز خشونت دانش­‌آموزان بر علیه دانش­‌آموزان.

بررسی پیامدهای خشونت‌­ورزی در نظام آموزشی می­تواند ابعاد مختلفی به خود بگیرد از پیامدهای اجتماعی همچون بازتولید شدن و نهادینه شدن خشونت گرفته تا پیامدهای آموزشی و روانی همچون ترک تحصیل, افسردگی, و اضطراب را در پی داشته باشد.

منابع:

             Chen, J. K., & Astor, R. A. (2009b). Students’ reports of violence against teachers in Taiwanese schools. Journal of School Violence, 8(1), 2–۱۷٫

             Helen Baker-Henningham , Julie Meeks-Gardner , Susan Chang , Susan Walker(2009) Experiences of violence and deficits in academic achievement among urban primary school children in Jamaica. Child Abuse Negl. 2009 May;33(5):296-306. doi: 10.1016/j.chiabu.2008.05.011. Epub 2009 May 29

             Youssef RM, Attia MS, Kamel MI)1998) Children experiencing violence. II: Prevalence and determinants of corporal punishment in schools. Child Abuse & Neglect, Vol. 22, No. 10, pp. 975–۹۸۵, ۱۹۹۸

             www.ilna.ir/38/226723

             www.fardanews.com/fa/news/

             www.porcesh.ir/20718

             WWW.MEHRNEWS.COM/NEWS/3032080

             بابایی فرد, اسدالله, حیدریان, امین (۱۳۹۳) بررسی برخی عوامل اجتماعی مؤثر بر خشونت خانوادگی, فصلنامه علمی- پژوهشی زن و جامعه, سال پنجم, شماره چهارم, زمستان ۱۳۹۳

             بازرگان زهرا, صادقي ناهيد, غلامعلي لواساني مسعود (۱۳۸۲) بررسي وضعيت خشونت كلامي در مدارس راهنمايي شهر تهران : مقايسه نظرات دانش آموزان و معلمان,  دو فصلنامه روانشناسی و علوم تربیتی , تابستان ۱۳۸۲, دوره­ی ۳۳, شماره ۱, صص ۲۸-۱

             ثنایی, باقر (۱۳۶۸) نظریه یادگیری اجتماعی, فصلنامه تعلیم و تربیت (آموزش‌وپرورش), ۱۳۶۸, شماره ۲۰

             سیدی, زینب(۱۳۹۲) تأثیر مدرسه بر فرایند جامعه­پذیری دانش­آموزان شهر گرگان در مقایسه با سایر عوامل اجتماعی شدن, نشریه جامعه و مدرسه, شماره ۱, تابستان ۱۳۹۲

             علمی, محمود, تیغ­زن, خدیجه, باقری, ربابه (۱۳۸۸) تعیین میزان شیوع خشونت و عوامل اجتماعی مؤثر بر آن, مطالعه موردی  در بین دانش­آموزان دبیرستان­های دخترانه و پسرانه شهر عجب‌شیر,  برگزیده مجموعه مقالات دومین همایش جامعه ایمن شهر تهران ,۱۳۸۸

             علیوردی­نیا, اکبر, ریاحی, محمد اسماعیل, موسوی چاشمی, سیده ملیحه (۱۳۸۳) مطالعه جامعه‌شناختی بزهکاری: آزمون تجربی نظریه فشار عمومی‌اگنیو, مجله جامعه­شناسی ایران, دروه هشتم, شماره۲, تابستان ۱۳۸۶, ص ۸۳-۱۱۱

             غلامعلي لواساني مسعود, يوسلياني غلامعلي, كرمي مرضيه (۱۳۸۷) فراواني و علل رفتارهاي خشونت‌آمیز در مدارس دوره راهنمايي لرستان: از ديدگاه معلمان، معاونان و دانش آموزان, دو فصلنامه روانشناسی و علوم تربیتی , تابستان ۱۳۸۷, دوره‌ی ۳۸, شماره ۲, صص ۱۰۰-۷۷

             محسنی, رضا علی (۱۳۸۸) تحلیل رفتار پرخاشگری و خشونت‌ورزشی با تأکید بر رهیافت روان‌شناختی اجتماعی, فصلنامه مطالعات جامعه‌شناختی, سال اول, شماره سوم, تابستان ۱۳۸۸, صص ۵۱-۷۲

             مرادي . گلمرادوزندي . ليلا،(۱۳۸۶ )، « خشونت‌های خانوادگي و تأثیرات آن بر امنيت در جامعه موردمطالعه شهر سنندج »، مجله علوم اجتماعي دانشگاه فردوسي مشهد، سال چهارم، شماره۲، ص ۱۴۷-۱۲۷ .

          نقیب‌زاده, احمد, استوار, مجید (۱۳۹۱) بوردیو و قدرت نمادین, فصلنامه سیاست, مجله دانشکده حقوق و علوم سیاسی, دوره ۴۲, شماره ۲, تابستان ۱۳۹۱, صص ۲۹۴-۲۷۴

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.

5 × 3 =

قالب وردپرس پوسته وردپرس ..