یکشنبه , ۱ بهمن ۱۳۹۶
خانه / نوشتار فارسی / زبان کوردی: تاریخ مطالعات کوردی/جویس بلو/ت:ایرج احمدی

زبان کوردی: تاریخ مطالعات کوردی/جویس بلو/ت:ایرج احمدی

      

   تاریخِ اولین مطالعات در حوزه­‌ی زبان و تمدن کُردی که توسط مسیونرها به انجام رسید، به قرن ۱۸ میلادی بازمی­گردد.[۱] نخستین پژوهشگر حوزه­‌ی مطالعات کُردی[۲] مائوریزیو گارزونی[۳] بود. وی یکی از اعضای هیات اعزامی‌دومنیکن[۴] بود که در ۱۷۶۲ عازمِ موصل شد. دو سال بعد، او در”آمِد“(دیاربکر)، پایتخت بزرگِ به‌دینان(بادینان) در شمال شرقیِ موصل، ماندگار شد. گارزونی در آنجا داده­‌هایی را برای کتابش، “دستور و واژه‌­نامه­‌ی زبان کردی”[۵] گردآورد که در ۱۷۸۷ در رم به چاپ رسید. این کتاب مهم­ترین منبعِ اطلاعاتی تا پایانِ قرنِ نوزدهم در حوزه­‌ی زبان کُردی به حساب می‌­آید. در ۱۸۰۲ کیوسپ کَمپانل[۶] توسطِ دستگاهِ تبلیغاتِ دولتی، به موصل فرستاده شد. شش سال بعد کَمپانل به عنوان افسرِ ارشد رسالتی پاپ در بین­‌النهرین و کردستان منصوب شد. وی در طولِ این مدت کتابی با عنوانِ “تاریخ سرزمین کردستان”[۷] نوشت، که در ۱۸۱۸ در ناپلِس به چاپ رسید. کتاب ” تاریخِ سرزمینِ کردستان” -که نگاهی اجمالی به سرزمین کردستان است- رسومی‌را که نویسنده مشاهده کرده، وقایعی را که از نزدیک دیده و مردمی‌را که ملاقات کرده بازمی­‌شمارد.

در ۱۸۳۶ گاتلب کریستین هورنل،[۸] مبلغ اهلِ بازل،[۹] با همکاری ف. اشنایدر،[۱۰]  نخستین کتابی را که با دیدگاهی قوم‌­نگارانه و زبان‌شناسانه به مطالعه­‌ی منطقه­‌ی کردنشین ارومیه می‌­پرداخت، به چاپ رساند.

براساس کتابِ توماس بویس[۱۱] “روابط شخصی”، [۱۲]هورنل همچنین اولین کسی بود که “انجیل یوحنا”[۱۳] را به گویشِ کُردیِ مُکری ترجمه کرد.[۱۴]

     در نیمه‌­ی دوم قرن نوزدهم، تعداد مبلغان مذهبی در کُردستان افزایش یافت. ساموئل آ. رَی[۱۵] (۱۸۶۵d)، مبلغ آمریکایی که چهارده سال از عمرش (۱۸۶۵-۱۸۵۱)را در میان کُردهای حَکاری سپری کرده بود، در ۱۸۷۲ کتاب “گرامر و واژگان مختصر زبان کُردی” را منتشر کرد. دیگر مبلغ آمریکایی، لودویک اولسن فوشوم[۱۶] که کتاب “عهد جدید و آموزه‌­های دینی کلیسای لوتران”[۱۷] را به زبان کردی ترجمه کرده بود، در ساوج­بلاق(در کُردی سابلاغ) که امروزه با نام مهاباد شناخته می­‌شود، کتابِ “دستورِ کاربردیِ زبانِ کُردی”[۱۸] (چاپ شده در سال ۱۹۱۹ درمیمیا پولیس) را به رشته­‌ی تحریر درآورد که هنوز هم دربابِ دستور گویش مُکری منبع معتبری به شمار می­‌آید.

تا پایان قرن بیستم توسعه­‌ی مطالعات کردی تحت نفوذ مدرسه­‌ی روسی بود. بنیانگذار مطالعات کُردی در روسیه، معلم و نویسنده­‌ی ارمنی، خاتچاتور آبویان[۱۹] بود. مصادف با دوره‌­ای که روسیه­‌ی تزاری برای تضعیف امپراطوری عثمانی و قاجار و با انگیزه­‌ی توسعه­‌ی متصرفاتش در قفقاز از فرصت استفاده می‌­کرد، مطالعاتِ آبویان در حوزه‌­ی فرهنگ کُردی بر روی مطالعات ایران­شناسی در روسیه، تاثیر بسزایی گذاشت. روس­ها در خلال جنگ­های سلطه­‌جویانه‌­شان، با کُردهایی روبه‌­رو شدند که از گذشته­‌های دور حافظِ مرزهای این ناحیه بودند. بعد از جنگ کریمه (۱۸۵۶-۱۸۵۳)، میزان توجه روس­ها به کردها افزایش یافت. آکادمی‌علوم روسیِ سن­‌پترزبورگ[۲۰] به مرکز جهانیِ مطالعات کردی تبدیل شد.

     پیتر لرخ[۲۱] یک ماخذ اطلاعاتی را در میان کردهایی که به‌­عنوان اسیران جنگی در روستیسلاو[۲۲]شهری در منطقه اسمولنسک[۲۳]– زندانی بودند، یافت. بعد از آن وی کتاب سه جلدیش “تحقیقی راجع به کردهای ایران و اجدادشان یعنی کلدانی‌­های شمالی”[۲۴] را در (۵۸۱۸-۱۸۵۶) در سن­‌پترزبورگبه چاپ رساند. او سپس متن­‌هایی از زبان­‌های کرمانجی و زازایی را همراه با ترجمه­‌ی آلمانی‌­شان و همچنین فرهنگ لغتی کردی-روسی فراهم آورد. لرخ در مقدمه­‌ی کتابش، به بازبینی تحقیق قبلی­ خود درباره‌ی زبان کردی پرداخت که در آن مجموعه گویش‌­های زبان کردی را به مثابه­‌ی گروه مستقلی در میان زبان­‌های ایرانی توصیف کرده بود.

محقق لهستانی، آگوست الکساندر ژابا،[۲۵] که مطالعات شرق‌­­شناسی را در دانشگاه سن­‌پترزبورگ به اتمام رسانده بود به عنوان کنسول روسیه در ارزروم[۲۶] منصوب شد. برنارد دورن،[۲۷] محقق روسیِ آلمانی‌­تبار، در ۱۸۵۶، از موقعیتش برای یادگیری زبان کردی با کواجه محمود افندی بایزیدی[۲۸] استفاده کرد و در ۱۸۶۰ در سن­پترزبورگ کتابی تحت عنوانِ “مجموعه­‌ای از سنن و روایات کردی”[۲۹] که مجموعه­‌ای از داستان­‌های کردی بود را همراه با ترجمه فرانسویِ دیباچه‌­ای که لرخ برآن نوشت، منتشر کرد. فردیناند یوستی[۳۰] بار دیگر فرهنگ لغت کردی-فرانسوی ژابا[۳۱] را -که اولین فرهنگ کردی – فرانسوی است- در ۱۸۷۹ در سن­پترزبورگ منتشر کرد. کتاب ژابا هنوز هم برای تحقیق در حوزه­‌ی ادبیات و فولکلور کردی اثری مهم به حساب می­‌آید. یک سال بعد، یوستی “دستور زبان کردیِ”[۳۲] خود را -که نخستین کتاب تاریخی – تطبیقی در حوزه‌­ی زبان کردی ا­ست، و با بازبینی­‌ای از وضعیت مطالعات کُردی آن زمان آغاز می‌­شود- منتشر کرد.

     به دنبال نفوذ آلمان در امپراتوریِ عثمانی، متخصصان آلمانی در میان کردها فعالیت خود را مشتاقانه آغاز کردند. امیل رودیگر[۳۳] و اوت فریدریش پوت[۳۴] اولین کسانی بودند که تشخیص دادند زبان کردی در میان زبان­‌های ایرانی جایگاه مستقلی را در اختیار دارد. آن­ها مشخص کردند که فارسی و کردی دارای یک منشا مشترکند و هر دو زبان در مسیر متفاوت گسترش‌شان دستخوش مراحل متفاوتی از تغییر شده‌­اند که نتیجه­‌ی آن دو زبان با دو شکل متفاوت است. آلبرت هوتوم اشنایدر[۳۵] در ۱۸۸۲ و ۱۸۸۸ در لایپزیک مقاله‌­اش “درباره‌­ی واژگان کردی”[۳۶]  منتشر کرد. در (۱۸۹۰-۱۸۸۷) در سن­پترزبورگ اوگن پریم[۳۷] و آلبرت سوسین[۳۸] “گنجینه­‌ی لغات کردی، مجموعه‌­ای از توضیحات و ترانه­‌ها به گویش طوایف طورعَبدین و بوتان”[۳۹] را منتشر کردند. علاوه بر این، سوسین افتخار نوشتن مدخل در زبان کردی را در کتاب مشهور “طبقه­‌بندی زبان­‌های ایرانی”[۴۰] داشت(منتشر شده در (۱۹۰۵-۱۸۹۵))، که به­‌عنوان یک بررسی کلی از اطلاعاتی در مورد تاریخ و توسعه‌­ی زبان­های ایرانی در نظر گرفته می‌­شد.

     در ۱۸۹۲ در سن‌­پترزبورگ، وینس هوگو ماکاس[۴۱] چند متن فولکلور کردی را همراه با ترجمه‌ی آلمانی و شرح دستوری و لغت­نامه­‌ی آن­ها فراهم کرد. در ۱۹۰۳ و در برلین، آلبرت ون لکوک[۴۲] رونوشتی از نسخه خطی “نو بهار”[۴۳]را منتشر کرد که فرهنگ لغتی عربی-کردی و قافیه‌­دار است که توسط شاعر بنام کُرد، احمد خانی[۴۴] نوشته شده و یوسف زیاالدین الخالدی[۴۵] آن را تصحیح و در ۱۸۹۲ در استانبول روانه­‌ی بازار کرده بود.

   در (۱۹۰۳-۱۹۰۱) اُسکار مان[۴۶] از ایران بازدید کرد. او پیش­تر، زبان­‌های باستانی و نو ایرانی را مطالعه کرده و مجموعه­‌ی بزرگ و متنوعی از متون فولکلور کردستان ایران را گردآوری کرده بود. در ۱۹۰۶ اولین جلد از کتابش تحت عنوانِ “گویش طایفه‌­ی کُرد مُکری”[۴۷] را در برلین منتشر ساخت. اما مرگ نابهنگامش در ۱۹۱۷ انتشار داده­‌هایی را که در خلال آخرین سفرش (۱۹۰۷-۱۹۰۶) از آلپو تا موصل و از مسیر اورفه، سیورک، دیاربکر، بتلیس، جزیر و دهوک گردآورد بود را متوقف کرد. این داده­‌ها به عنوان بخشی از مجموعه کتاب­‌های “تحقیقاتی درباب کردها و فارس­ها”[۴۸] توسط کارل هدنک[۴۹] به چاپ رسید.

     در اوایل قرن بیستم، مدرسه­‌ی بریتانیایی مطالعات کُردی ایجاد شد. در ۱۹۰۲ سرگرد ا. ب. سون[۵۰] پا به خاک ایران گذاشت. دانشش از فارسی و کردی آنقدر خوب بود که می­توانست مانند یک مسلمان بومی‌در بین­‌النهرین و کردستان برای چندین سال به گردش بپردازد. وی اولین بریتانیایی­ای بود که کتاب­هایی را در حوزه­‌ی دستور زبان کردی به چاپ رسانید. از جمله “دستور زبان کرمانجی یا کردی”[۵۱] (لندن، ۱۹۱۳) و “دستور زبان مقدماتی کرمانجی”[۵۲] (بغداد، ۱۹۱۹)، که در پایان آن لغت نامه­‌ای انگلیسی- کُردی آورده است. چند سال بعد، مستشاری سیاسی به نام رابرت فرر یاردن[۵۳] در حالی که در کردستان خدمت می‌کرد، کتاب “کرمانج­‌های به‌دین: دستور زبان کردهای کرمانجِ ایالتِ موصل و نواحی مجاور کردستان”[۵۴] (بغداد، ۱۹۲۲) را به چاپ رسانید.

     در پی اتفاقاتی که بعد از جنگ جهانی اول رخ داد، وضعیت کردستان کاملا تغییر کرد. قوای متحدین مطالبات کردها را نادیده گرفت و سرزمین­شان را مابین چهار کشور قدرتمند و متحدِ ترکیه، ایران، عراق و سوریه تقسیم کرد. از این منظر، توسعه و رشد اقتصادی، زبانی و فرهنگی کردها بر اساس عملکرد درجه­‌ای مشخص از آزادی بود که آن­ها می­‌توانستند در هر یک از این دولت­ها که سرزمین­شان با آن­ها مشترک است، به دست بیاورند. در ۱۹۲۵ به صلاحدید سازمان ملل و با بازگشت نفوذ بریتانیا در ایالت کردنشین موصل در عراق و همچنین نفوذ فرانسه در سوریه، این مناطق تحت قیمومیت آن­ها درآمد. ایالت موصل ضمیمه­‌ی حکومت جدید عراق شد. جایی که زبان کردی از نظر اداری به جای ترکی و زبان فارسی در مکاتبات شخصی معرفی شد. در ۱۹۲۰ کتاب “اولین قرائت کردی”[۵۵] که برای مدارس کردی سلیمانیه نوشته شده بود، در بغداد به چاپ رسید. با آغاز رشد مطبوعات کردی در این زمان، خواندن زبان و ادبیات کردی در عراق به سرعت توسعه یافت.

     در دمشق، گروهی از روشنفکران کرد در اطراف جلادت بدر­خان[۵۶] جمع شدند. جلادت در اوایلِ ۱۹۳۰ یک الفبای لاتینیِ ترکیبی را که بسیار شبیه الفبای جدیدی بود که در جمهوری ترکیه مورد استفاده قرار می­گرفت، تدوین کرد. در آنِ واحد، وی قواعد دستور کردی کرمانجی را در مجله ی‌هاوار[۵۷]( فریاد)، (منتشر شده در۱۹۴۳-۱۹۳۲) و روناهی[۵۸] (روشنایی)، (منتشر شده در۱۹۴۴-۱۹۴۲) مدون کرد. در راستای حمایت از شاعران و داستان سرایان کُرد؛ مکتب دمشق گروهی از متخصصان فرانسوی که مبدا مطالعات معاصر کردی در فرانسه بودند را تعلیم داد. کسانی مثل: راجر لسکات[۵۹]، سفیر بعدی فرانسه، پیر راندات[۶۰] ، ژنرال بعدی و توماس بویس رئیس راهبان سیا[۶۱].

     از اوایل ۱۹۲۰، کردها در اتحاد جماهیر شوروی، علیرغم تعداد قلیل­شان به عنوان یک ملت پذیرفته شدند. این مسئله صرفا شامل به رسمیت شناختن تلویحی زبان کردها می­‌شد و حاکی از استقلال اداری آن­ها نبود. به واسطه­‌ی این مسئله اقلیت­های کردی از طرف جمهوری ارمنستان حمایت می­شدند و کردها مدارس، یک روزنامه و چاپخانه­‌ی خود را داشتند. در نتیجه طبقه‌­ا­ی از تحصیل کردگان و پژوهشگران در حوزه­ی مطالعات کردی به وجود آمد که شخص موفقی مانند الکساندر فریمن[۶۲] و مهم­تر از همه اوسیف اوربلی[۶۳] را شامل می­شد که صاحب کرسیِ دپارتمان تاریخ شرق نزدیک در دانشگاه پتروگراد/لنینگراد شد و بعدا رئیس دانشکده­‌ی شرق­شناسیِ دانشگاه لنینگراد، رئیس انجمن مردمان آسیایی در لنینگراد و مدیر موزه­‌ی هرمتج[۶۴] شد.

     ولادیمیر مینورسکی[۶۵] قبل از اینکه در ۱۹۱۹ به پاریس و سپس به لندن در دانشگاه کمبریج نقل مکان کند، در ۱۹۱۱ و در حالی که هنوز در سن­پترزبورگ بود -جایی که او تحقیقاتش در حوزه­ی مطالعات کردی را ادامه می­‌داد- اولین اثرش در حوزه­‌ی مطالعات کردی را به چاپ رساند. در ۱۹۲۱ مینورسکی کتابی به نام اهل حق[۶۶] را در کردستان به چاپ رساند که برای این اثر او جایزه­‌ی مدال طلا را از انجمن سلطنتی علوم طبیعی در مسکو دریافت کرد[۶۷]. مطالعات کردی در اتحاد جماهیر شوروی، زیر عنوان مطالعات ایرانی به یک رشته‌­ی علمی‌مستقل تبدیل شد و در لنینگراد و مسکو و همچنین ایروان توسعه یافت. اتحاد جماهیر شوروی در حوزه‌­ی مطالعات کردی در مقام نخست جهانی قرار گرفت. هیچ کشور دیگری چنان تیم بزرگ وشایسته‌ای از متخصصان را در اختیار نداشت. اولین زبان­شناسان کرد، مورخین و پژوهشگران ادبی در عراق از دل مدرسه­‌ی مطالعات کردی اتحاد جماهیر شوروی بیرون آمدند، با یولیوا یولونا آوالیانی[۶۸]، چرکس خودوویچ باکایف[۶۹]، اسحاق ایسیوویچ تسوکرمان[۷۰]، قنات کلاشیویچ کوردوف[۷۱] و دیگران. مطالعات کردی در اتحاد جماهیر شوروی و سپس در روسیه به رشد قابل توجهی رسید. به­ویژه در انجمن مطالعات شرقی در سن‌­پترزبورگ(لنینگراد) گروهی در حوزه­‌ی مطالعات کردی ایجاد شد.[۷۲]

   مطالعات کردی معاصر در اروپا و آمریکا به صورت پراکنده توسعه یافت. در ۱۹۲۶ و در پاریس اثر کوتاهی در ۷۷ صفحه به نام “دستور زبان کُردی”[۷۳] توسط آبوت پاول بیدار[۷۴]  که کشیشی کلدانی و اهل ایالت موصل بود، منتشر شد. او اولین محققی بود که جنس مونث و مذکر را در کردی کرمانجی تشخیص و شرح داده است. در ۱۹۳۹ در برلین، ایران­‌شناسانی دانمارکی به نام­‌های آرتور کریستین­سن[۷۵] و کای بار[۷۶] اثری از فریدریش کارل آندریاس[۷۷] در حوزه‌­ی گویش­‌های کردی جنوبی را به چاپ رساندند.

   سیسیل جان ادموندز[۷۸] رایزن وزارت کشور عراق در (۱۹۴۵-۱۹۳۵) بود. وی در (۱۹۵۷-۱۹۵۱) در مدرسه­‌ی مطالعات شرقی-آفریقایی لندن کرسیِ مطالعات کردی را در اختیار داشت. او در ۱۹۵۷ کتاب “کردها، ترک­ها و عرب­ها”[۷۹] را به چاپ رساند و با همکاری توفیق وهبی،[۸۰] وزیر سابق عراق، یک دیکشنری کردی – انگلیسی[۸۱] را روانه­‌ی بازار کرد که منبع باارزشی به حساب می­آید. ناگفته نماند که دیگر مطالعات ادموندز جنبه­‌های گوناگونی از جامعه­‌ی کردی را در برمی­‌گیرد. بعدها دیوید نیل مکنزی[۸۲] به عنوان صاحب کرسی مطالعات کردی در سواس[۸۳]  جانشین ادموندز شد. مکنزی اولین کتاب  “گویش­‌شناسی کردی”[۸۴] را که شامل مطالعه موردی[۸۵] گویش­های کردی موجود در کشور عراق می‌­شود را در دو جلد به چاپ رسانید. این محققان مدرسه‌ی باشکوهی را بنیان نهادند که بسیاری از محققان اروپایی و آمریکایی در آن تربیت شدند.

     راجر لسکات که قبلا مطالعه­‌ای در مورد ایزدیان سوریه و جبال سنجار[۸۶] (بیروت، ۱۹۳۸) و حماسه‌­ی ملی و منظوم مم آلان[۸۷] (بیروت، ۱۹۴۲) را به چاپ رسانده بود با بازگشت به فرانسه در ۱۹۴۵ تدریس زبان کردی را در که امروزه به عنوان “انجمن ملی زبان­ها و تمدن­های شرقی”[۸۸] شناخته می­شود، پیشنهاد داد. با تاسیس کرسیِ استادی درحوزه‌یمطالعات کردی، آموزش زبان (گویش­‌های کرمانجی و سورانی) و تمدن کردی توسعه یافت. پاریس با دانشجویانی که مشغول اخذ مدرک، نوشتن رساله و کتب درسی و دیکشنری­‌های منتشر شده به بزرگترین مرکز در این حوزه تبدیل شد. در همین راستا، “انستیتو کرد پاریس”[۸۹] از سوی روشنفکران جوان کُرد در ۱۹۸۳ تاسیس شد که کار اصلی این انستیتو جمع­‌آوری نسخ خطی، تک نگاشت­‌ها(رساله­‌ها)، نقدها، روزنامه و مجله‌­های کردی و چاپ آثار محققین جوان بود. مرکز مطالعات کُردیِ[۹۰] انستیتو کُرد شش ماهانه‌­ای منتشر می­‌کرد. طی سالیان متمادی کسانی که در مورد جامعه‌­ی کردها مطالعه می­‌کردند، لازم می‌­دیدند که مدت زمانی را در انستیتو کرد پاریس طی کنند.

     امروزه زبان و ادبیات کردی در چندین دانشگاه اروپایی تدریس می­‌شود. در هلند مارتین ون بروین­سن[۹۱] در دانشگاه اوترخت[۹۲] کرسی استادی “تاریخ جوامع اسلامی”[۹۳] را در اختیار دارد. در دانشگاه گوتینگنِ [۹۴] آلمان، فلیپ کراین­بروک[۹۵] به عنوان رییس دپارتمان ایران­شناسی جانشین د. ن. مکنزی شد. مطالعات کردی ذیلِ دپارتمان مطالعات ایران‌شناسی[۹۶] در دانشگاه برلین دنبال می­‌شود که در آنجا تیمی‌از محققین در “مجمع برلین”[۹۷]  در راستای توسعه­‌ی مطالعات کردی، کتاب “مطالعات کردی”[۹۸]را منتشر کردند. همچنین دوره­‌های مطالعات کردی در قالب دپارتمان ایران­شناسی در دانشگاه اوپسالا[۹۹]ی سوئد ارائه شد. در اوایل سالِ ۲۰۰۰ تدریس زبان، ادبیات و تاریخ کردی در گروه مطالعاتِ شرقی دانشگاه استیت[۱۰۰] در سن­پترزبورگ روسیه از سر گرفته شد.

     در ایالات متحده، یکی از اهداف موزه‌­ی مردم­شناسی در خاور نزدیک که در عراق از سوی هنری فیلد[۱۰۱] رهبری می­شد، مطالعه­ی ویژگی­‌های فیزیکی کُردها، یهودیان، آشوری­ها و ایزدیان در شمال عراق بود. برای نخستین بار داده‌های مربوط به اندازه‌گیری بدن انسان[۱۰۲] در میان کردها در کتاب مردم‌­شناسیِ عراق[۱۰۳] با مقالاتی از موزه­‌ی انسان‌­شناسی و نژادشناسی آمریکایی (poebody) به چاپ رسید. ارنست ن. مک­کاروس از دانشگاه میشیگان[۱۰۴] در ان­آربور[۱۰۵] کتاب “گرامر کردی”[۱۰۶] را نوشت و در ۱۹۶۷ همراه با جلال عبدالله کتاب “مبانی آموزش گویش کردی سلیمانیه‌ی عراق”[۱۰۷]  را به چاپ رساند. در دانشگاه کنتاکی،[۱۰۸] رابرت اولسن[۱۰۹] پروفسور تاریخ خاورمیانه و اسلام، صاحب چندین کتاب مهم درباره‌ی کردهاست؛ از جمله: “محاصره­‌ی موصل و روابط عثمانی و ایران از ۱۷۴۳- ۱۷۱۸: نگاهی به جنبش در پایتخت و جنگ در ایالاتِ امپراتوریِ عثمانی”،[۱۱۰] و “خطر ناسیونالیزم کردی و شورش شیخ سعید،(۱۹۲۵-۱۸۸۰)”[۱۱۱]. در دانشگاه ایلینویس[۱۱۲] و در اوربان جامپاین[۱۱۳] کیت هیتچینس[۱۱۴] کار ویرایش “ژورنال مطالعات کردی”[۱۱۵] را از سال ۱۹۵۵ پیش می‌­برد. در نیویورک ویرا سعیدپور[۱۱۶] “ژورنال مطالعات بین­‌المللی کردی”[۱۱۷] را ویرایش می­‌کرد.

      پدیده­‌ی جالب اخیر، ظهور گروهی از محققین و روشنفکران کرد است که به زبان کردی دست به انتشار می­‌زنند. در کردستان عراق محققان کرد در دانشگاه­‌های سلیمانیه، دهوک و دانشگاه  صلاح­‌الدین اربیل نتایج تحقیقات خود را در نشریات متعددی به چاپ می‌­رسانند که از آن شهرها سربرمی­‌آورند. در ایران تعداد زیادی از محققان کرد در حال حاضر مشغول انتشار آثاری در حوزه­‌ی جامعه­‌ی کردها در نشریات کردی مانند: مانند سروه[۱۱۸] هستند؛ که تا اواخرِ ۱۹۸۰ در ارومیه منتشر می‌­شد و دیگر نشریاتی که در تهران و کرمانشاه به صورت ماهانه چاپ می‌­شوند.

Bibliography:

 -Jamal Jalal Abdulla and E. N. McCarus, Kurdish Basic Course, Dialect of Sulaimania, Iraq, Ann Arbor, Mich., 1967.

-W. Behn, The Kurds in Iran, a Selected and Annotated Bibliography, London, 1977. P. Beidar, Grammaire kurde, Paris, 1926.

-A. Bennigsen, “Les Kurdes et la kurdologie en Union soviétique,” Cahiers du Monde russe et soviétique 1, April-June 1960, pp. 513-30.

-J. Blau, “Les études de linguistique et de lexicographie kurdes, historique et développements actuels,” Verbum 6, 1983, pp. 1-18. Th. Bois, Les Kurdes, Beirut, 1958.

-G. Campanile, Storia della regione del Kurdistan e delle sette di regione ivi esistenti, Naples, 1818.

-A. Christensen, Iranische Dialektaufzeichnungen, aus dem Nachlass von F. C. Andreas “Kurdische Dialekte,” ed. K. Barr, Berlin, 1939.

-Dzhalile Dzhalil (Dzhalil Dzhalilov), Kurdy Sovetskoĭ Armenii, Bibliografiya (1920-1980) (The Kurds of the Soviet Armenia, A Bibliography, 1920-1980), Yerevan, 1987.

-C. J. Edmonds, Kurds, Turks and Arabs: Politics, Travel and Research in North-Eastern Iraq 1919-1925, London, 1957.

-H. Field, The Anthropology of Iraq, 3 pts. in 1 vol., Cambridge, Mass., 1951. H. Field and R. A. Martin, The Anthropology of Iraq, 2 pts. in 4 vols., Chicago, Ill., 1940-52.

-L. O. Fossum, A Practical Kurdish Grammar with English Phonetic Pronunciation Exercises for Translation into Kurdish, Short Stories Illustrating Kurdish Composition and Syntax, and Vocabulary, Minneapolis, Minn., 1919.

-M. Garzoni, Grammatica e vocabolario della lingua Kurda, Rome, 1787.

-Idem, “Notice sur les Yézidis,” in J. B. L. J. Rousseau, Description du pachalik de Baghdad, suivie d’une notice historique sur les Wahabis, et de quelques autres pièces relative à l’histoire et à la littérature de l’Orient, ed. Paris, 1809, pp. 183-210.

-G. Hörnle and E. Schneider, “Über ihre Reise nach Urmia und einigen Kurdendistrikten im Westen dieser Stadt,” Magazin für die neueste Geschichte der evangelischen Missions- und Bibelgesellschaften 19, Basel, 1836, pp. 481-510.

-A. Houtoum-Schindler, “Beiträge zum kurdischen Wortschatze,” ZDMG 38, 1884, pp. 43-166 and 42, 1888, pp. 73-79.

-A. Jaba, Recueil de notices et récits kourdes en langue kourmandji, servant à la connaissance de la langue, de la littérature et des tribus du Kourdistan: textes kourdes, réunis, publiés, traduits et annotés, with an introd. by P. Lerkh, St. Petersburg, 1860; repr. Amsterdam, 1979.

-Idem, Dictionnaire kurde-français, St. Petersburg, 1879; repr. Osnabrück, 1975.

-R. F. Jardine, Bahdinan Kurmanji: a Grammar of the Kurmanji of the Kurds of Mosul Division and Surrounding Districts of Kurdistan, Baghdad, 1922.

-F. Justi, Kurdische Grammatik, St. Petersburg, 1880; repr. Walluf, 1976; Schaan, 1981.

-Aḥmad Ḵāni, Al-hadiya al-ḥamidiya fi al-loḡa al-kordiya, ed. Yusof Żiāʾ-al-Din Bāšā al-Ḵalidi al-Maqdesi, Istanbul, 1310/1892; repr. Beirut, 1975.

-P. Lerkh, Izsledovaniya ob iranskikh kurdakh i ikh predkakh, severnykh khaldeyakh (Research on the Iranian Kurds and Their Ancestors, the Northern Chaldeans), 3 vols., St. Petersburg, 1856-58.

-Idem, Forschungen über die Kurden und die iranischen Nordchaldäer, 2 vols., St. Petersburg, 1857-58; repr. Amsterdam, 1979, 2 vols. in 1. R. Lescot, Enquêtes sur les Yézidis de Syrie et du Djebel Sinjar, vol. 1., Beirut, 1938.

-Idem, Textes kurdes: vol. I, pt. 1 Contes, proverbes et énigmes, Paris, 1940; vol. I, pt. 2: Mamê Alân, Beirut, 1942.

-D. N. MacKenzie, Kurdish Dialect Studies, 2 vols., London, 1961-62.

-H. Makas, Kurdische Studien, eine Probe des Dialektes von Märdin; gesammelt, übersetzt, erklärt mit einer Einleitung, Anmerkungen und einem Glossar versehen; nebst: Kurdische Studien: eine Probe des Dialektes von Diarbekir; ein Gedicht aus Gawar, Jezidengebete: Texte herausgegeben mit Kommentar und Unbersetzt, 2 vols., St. Petersburg-Leningrad, 1897-1926; repr. Heidelberg, 1900; repr. Amsterdam, 1979, 2 vols. in 1. E. N.

-McCarus, A Kurdish Grammar: Descriptive Analysis of the Kurdish of Sulaimaniya Iraq, New York, 1958.

-V. Minorskiĭ, Materialy dlya izucheniya persidskoĭ sekty ‘Lyudi istiny’ ili Ali-illakhi / Matériaux pour servir à l’étude des croyances de la secte persane dite les ‘Ahl’e-Haqq ou Alî-ilâhî,’ pt. 1: Predislovie, teksty i perevody (Preface, texts, and translations), Moscow, 1911.

-Idem, Kurdy: zametki i vpechatleniya, s prilozheniem karty (Kurds: notes and impressions, with a map attached), Petrograd, 1915; tr. Maruf Khaznadar as The Kurds: Notes and Impressions Written and Published in Russian in 1915 in Petrograd, Baghdad, 1968; tr. Marʿuf Ḵaznadār as Al-Akrād: molāḥeẓāt wa enṭebāʿāt; al-Akrād aḥfād al-Medyun, Vällingby and Beirut, 1987; tr. M.-R. Yusofnežād as Kord: tāriḵ, zabān, farhang, Tehran, 1999; tr. Ḥ. Tābāni as Kord, Tehran, 2000; tr. J. Jalālizāda as Kordhā, navādegān-e Mādhā, Sanandaj and Tehran, 2002.

-Idem (V. Minorsky), Notes sur la secte des Ahlé-Haqq, Paris, 1921.

-M. Mokri, “Kurdologie et enseignement de la langue en URSS,” L’Ethnographie,1963, pp. 71-105.

-O. Mann, Die Mundart der Mukri-Kurden, pt. I: Grammatische Skizze, Texte in Phonetischer und Persischer Umschrift, Berlin, 1906; pt. II: Deutsche Übersetzung der Texte mit einer Einleitung über Inhalt und Form der Ostkurdischen Volksepik, Berlin, 1909 (vol. III of Kurdisch-persische Forschungen. Ergebnisse einer von 1901 bis 1903 und 1906 bis 1907 in Persien und der asiatischen Türkei ausgeführten Forschungsreise, 7 vols., ed. O. Mann and K. Hadank, Berlin, 1906-32).

-Zh. S. Musaèl’yan, Bibliografiya po kurdovedeniyu (Bibliography of Kurdish Studies), 2 vols., St. Petersburg, 1996.

-J. Nabaz, “Kurta mejūyakī kurdnāsī la almānīdā” (Short history of the Kurdish studies in Germany), in Govārī korī zānyārī kurd (Journal of the Kurdish Scientific Academy), Baghdad, 1974, pp. 413-85.

-Mistefa Syîd Ehmed Narîman, Biblîôgrafiyay kitêbî kurdî, ۱۷۸۷-۱۹۷۵ (Bibliography of Kurdish Books, 1787-1975), Baghdad, 1977.

-R. W. Olson, The Siege of Mosul and Ottoman-Persian Relations, 1718-1743: a Study of Rebellion in the Capital and War in the Provinces of the Ottoman Empire, Bloomington, Ind., 1975.

-Idem, The Emergence of Kurdish Nationalism and the Sheikh Said Rebellion, 1880-1925, Austin, Tex., 1989.

-Idem, The Kurdish Nationalist Movement in the 1990s: its Impact on Turkey and the Middle East, Lexington, Ky., 1996.

-E. Prym and A. Socin, Kurdische Sammlungen, Erzählungen und Lieder in den Dialekten des Tūr ‘Abdin, St. Petersburg, 1887.

-Idem, Kurdische Sammlungen, Erzählungen und Lieder in den Dialekten des Tūr ‘Abdin und von Bohtan, St. Petersburg, 1890.

-S. A. Rhea, “Brief Grammar and Vocabulary of the Kurdish Language of the Hakari District,” JAOS 10/1, 1872, pp. 118-56; repr. as a book (155 pages) under the same title n. p., 1872.

-E. Rödiger and A.-F. Pott, “Kurdische Studien,” Zeitschrift für die Kunde des Morgenlandes 3, 1840, pp. 1-63; 4, 1842, pp. 1-42; 5, 1844, pp. 57-83; 7, 1850, pp. 91-167.

-E. B. Soane, Grammar of the Kurmanji or Kurdish Language, London, 1913. Idem,Elementary Kurmanji Grammar, Baghdad, 1919.

-A. von Le Coq, Kurdische Texte: Kurmangi-Erzählungen und -Lieder nebst einer Zaza-Erzählung, gesammelt und herausgegeben in der Urschrift und in Transkription mit Anhang und Wortsammlung Deutsch, Baba-kurdisch und Zaza, 2 vols., Berlin, 1903; repr. Amsterdam, 1979, 2 vols. in 1. T. Wahby and C. J. Edmonds, A Kurdish-English Dictionary, Oxford, 1966.

  1. فعالیت در حوزه­ی مطالعات کردی ابتدا توسط کاتولیک­های ایتالیایی و بعد به وسیله­ی آنگلوساکسون­های پروتستانی آغاز شد.(م.)
  2. Kurdish studies
  3. Maurizio Garzoni(1734-1804).

برای اولین بار باسیل نیکیتین در سال ۱۹۳۴ و در کنگره‌­ی کردشناسی­‌ای که در ایروان برگزار کرد گارزونی را پدر علم کردشناسی نامید؛ اما بسیاری از روشنفکران و تحصیل‌کردگان کُرد، آگوست ژابا را نخستین محققِ حوزه­‌ی مطالعات کردی می‌­دانند. توجیه آن­ها این است که گارزونی نه با نیتی واقعا تحقیقی، بلکه در راستای تبلیغ مذهب خود به این کار مبادرت ورزیده است.  پیتر آ. ام. سورن می­نویسد: “با آغاز عصر رُمانتیسم (Romantism) که جهان­‌های جدید شرق و غرب کشف شد، کلیسای کاتولیک به اشاعه‌­ی مسیحیت از طریق مبلغان همت گماشت؛ و مبلغان در انجام این مقصود دست به کار یادگیری زبان­‌های اقوام بومی‌و تدوین دستور برای آن زبان­‌ها شدند. …این موج دستورنویسی آغازین، به هر حال، بیش از آنکه از شوق دانش­‌پژوهی درباره­‌ی زبان‌­­های مورد بررسی الهام گرفته باشد، حاصل انگیزه­‌های امپریالیستیِ محض بود.” (برای اصلاعات بیشتر در این باره نک. سورن، پیتر آ. ام. ۱۳۸۹٫تاریخ زبان­شناسی.ترجم‌ه­ی علی­محمد حق­‌شناس.چاپ دوم.تهران:سمت.از ص ۱۳۲ به بعد.)

درمورد این‌که گارزونی اولین مسیونری نیست که دست به نوشتن درمورد زبان و فرهنگ کُرد زده است نک:

Boise, Thomas. (1966).  The Kurds. Translated from the French by Professor M.W.M. Welland. Khayats, Beirut.

برای گارزونی نک:

http://www.kurdishacademy.org/?q=node/579

همچنین برای آگاهی بیشتر درباره­ی فعالیت اص

لی بیشتر محققان آغازین مطالعات کردی نگاه کنید به صفحات ابتدایی این مقاله:

Rzepka, Marcin. (2009). Protestants among Kurds and some problems of translations of the Bible into Kurdish in the 19ᵗʰ century. Pontifical

(م.)University of John Paul II in Cracow Jagiellonian University.

  1. Order of Black Friars
  2. Garzoni, M. (1787). Grammatica e vocabolario della lingua Kurda. Rome
  3. Ciuseppe Campanile(1762-1835)
  4. Campanile, G. (1818). Storia della regione del Kurdistan e delle sette di regione ivi esistenti. Naples.
  5. Gottlieb Christian Hörnle(1804-1882)
  6. Basel
  7. F. Schneider
  8. Thomas Bois(1890-1975)

توماس بویس از سال ۱۹۲۷ تا ۱۹۳۷ یکی از اعضای هیات اعزامی‌دومنیکن در موصل بود که قبل از آن در قامشلیِ (Qamishli) سوریه چند سالی را مشغول به کار بود. وی در سال ۱۹۶۵ به فرانسه بازگشت و دو سال بعد به­‌عنوان سخنران و مدرس تمدن کُرد در مدرسه‌­ی ملی زبان­های شرقی مشغول به کار شد.(Bruinessen,2014:20)

توماس بویس کتابی با عنوان “تاریخ کرد و کردستان: از ۱۹۲۰ تا کنون” دارد که در (۱۹۸۶) و پس از مرگش به چاپ رسید:

Bois, Th. (1986) Kurds and Kurdistan: History from 1920 to the present, in Bosworth , C. E. et al. (eds) Encyclopaedia of Islam, new edition, Tome V, Brill, Leiden.(م.)

  1. Personal communication
  2. Gospel of st. John
  3. برای نقد ترجمه­‌های انجیل به کردی به این مقاله رجوع کنید:

Rzepka, Marcin. (2009), Protestans among Kurds and some problems of translations of the Bible into Kurdish in the 19th century, pontifical (م.)university of John Paul II in Cracow jagiellonian university.

  1. Samuel A. Rhea

اثر ساموئل آ. ری:

  1. A. Rhea, Brief grammar and vocabulary of the Kurdish language of the Hakari district, „Journal of American Oriental Society” ۱۰ (۱۸۷۲–۱۸۸۰).(م.)
  2. Ludvig Olsen Fossum(1879-1920)
  3. New Testomeut and the Luteran Catechism info Kurdish
  4. A Practical Kurdish Grammar
  5. Khatchatur Abovyan(1809-1848)
  6. St. Petersburg
  7. Pyotr Lerkh(1827-1874)
  8. Rostislav
  9. Smolensk
  10. Issledovanija ob Iranskix Kurdax i ix predkax severnyx xaldeiax, I-III, St. Petersbourg,(1856-1858)
  11. Auguste Alexandre Jaba(1803-1894)
  12. Erzurum
  13. Bernhard (Boris) Dorn(1805-1885)
  14. Ḵᵛāja Maḥmud Effendi Bāyazidi
  15. Recueil de notices et recits kourdes
  16. Ferdinand Justi(1837-1907)
  17. August Kościesza-Żaba(1801-1894)
  18. kurdische Gramatik
  19. Emil Rödiger(1801-1874)
  20. August- Friedrich Pott(1802-1878)
  21. Albert Houtoum-Schindler(1846-1916)
  22. Beiträge Zum Kurdischen Wortschatz

آلبرت هونوم اشنایدر این رساله را در ۷۶ صفحه در لایپزیک آلمان به چاپ رساند.(م.)

  1. Eugem Prym(1842-1913)
  2. Albert Socin(1844-1899)
  3. Kurdische Sammlungen Erzah luncjen und Lieder in den Aialekten des Tur Abdin und von Bohtan
  4. Grundriss der Iranischen Philologie
  5. Viennese Hogo Makas(1857-?)
  6. Albert van Le Coq(1860-1930)
  7. Nú-Buhar
  8. Ahmad Khani(1650-1706)
  9. Yusof Żiāʾ-al-Din al-Ḵāledi
  10. Oskar Mann(1867-1917)
  11. Die Mundort der Mukri kurdenwas
  12. Kurdisch- Persische Forschungen
  13. Karl Hadank
  14. Ely Banister Soane(1881-1923)
  15. Grammar of the kurmanji or Kurdish Language(London 1913)
  16. Elementary Kormanji Grammar(Baghdad 1919)
  17. Robert Frier Jordin(1894-?)
  18. Bahdinan Kurmanji a Grammar of the Kurmanji of the Kurds of mosul Division and surrounding Districts of Kurdistan(Baghdad 1922)
  19. Kitebi awalamin qirā’ati kurdi
  20. Jeladet Bedir Khan (1893-1951)
  21. Hawar (published in 1932-43)
  22. Ronahī(published in 1942-44)
  23. Roger lescot(1914-1975)
  24. Pierre Rondot(1904-2000)
  25. Black Friar
  26. Aleksandr Freĭman(1879-1968)
  27. Iosif Orbelli(1887-1961)
  28. Hermitage
  29. Vladimir Minorsky(1877-1966)

مینورسکی از دیپلماتهای روسی در ایران بود که در ۱۹۱۴ در کمیسیون بین­‌المللی برای تعیین حدود مرزهای ایران و عثمانی شرکت کرد. این سفر او فرصت خوبی برای او بود تا اطلاعاتی راجع به قو‌م­شناسی، نقشه‌برداری و باستان­شناسیِ بخش مهمی‌از کردستان جمع­آوری کند. مقالات او درباره­‌ی کردها در “دایره­‌المعارف اسلام” منتشر شد که منبع اصلی زبان­های شرقی است.(م.)

  1. Ahl-e ḥaqq
  2. C. E. Bosworth, pers. comm
  3. Yuliya Yul’evna Avaliani(1907-1984)
  4. Cherkes Khudoevich Bakaev(1912-?)
  5. Isaak Iosifovich Tsukerman(1909-1998)
  6. Kanat Kalashevich Kurdoev(1909-1985)
  7. برای جزئیات بیشتر درباره­ی فعالیت این گروه نک: آغازه­‌ی رساله­‌ی انستیتوی مطالعات شرقی در سن­پترزبورگ در انسیکلوپدیای ایرانیکا.(م.)
  8. Grammaire Kurdewas
  9. Abbot Paul Beidar(1887-1974)
  10. Arthur Christensen(1875-1945)
  11. Kai Bar(1896-1970)
  12. Friedrich Carl Andras(1875-1945)
  13. Cicil John Edmonds(1889-1979)

برای آگاهی بیشتر از فعالیت­ها و زندگی ادموندز به سایت زیر مراجعه کنید:

http://www.kurdishacademy.org/?q=node/138

  1. Edmonds, C.J. (1957) Kursd, Turks and Arabs, Oxford University Press, London
  2. Tawfiq Wahby(1891-1984)
  3. Kurdish-English dictionary(Oxford,1966)
  4. David Neil Mackenzie(1926-2001)
  5. مدرسه­‌ی مطالعات مشرق زمین و آفریقا(School of Oriental and African Studies) که با مخفف SOAS شناخته می­شود. سواس یکی از دانشکده­‌های دانشگاه لندن است که در زمینه­‌ی حقوق، زبان، اقتصاد و علوم انسانی کشورهای قاره­‌ی آسیا و خاورمیانه و آفریقا تخصص دارد.(م).
  6. MacKenzie, D.N. (1961b, 1962) Kurdish Dialect Studies, 2 vol, Oxford University press, London.
  7. Groundbreaking
  8. Lescot, R. (1938) Enquête sur les Yezidis de Syrie et du Djebel Sindjar, Institut Français de Damas, Beirut.
  9. Mame Ālān
  10. École Nationale de Langues Orientales Vivantes (English: National Institute for Oriental Languages and Civilizations)
  11. Institut kurde de Paris
  12. Etudes Kurdes
  13. Martin van Bruinessen(1946-….)
  14. University of Utrecht
  15. History of Muslim Societies
  16. University of Göttingen
  17. Philip Kreyenbroek(1948-…)

برای آشنایی بیشتر با پروفسور کراین بروک و آثارش نک:(م.)

http://anthropology.ir/article/5646.html

  1. Institut Fur Iranistik
  2. Berlin Society
  3. Kurdische Studien
  4. University of Uppsala
  5. University of State
  6. Henry Field (1902-1986)
  7. anthropometric
  8. Anthropology of Iraq
  9. University of Michigan
  10. ان آربور (Ann Arbor) نام شهری در جنوب ایالت میشیگان ایت که دانشگاه میشیگان در آن واقع شده است.(م).
  11. McCarus, E. (1958) A Kurdish Grammar: Descriptive Analysis of the Kurdish of Sulaymaniya, Iraq, American Council of learned Societies, New York.
  12. the Kurdish Basic Course, Dialect of Sulaimania, Iraq(Ann Arbor, 1967; see Abdulla and McCarus).
  13. University of Kentucky.
  14. Robert Olsan
  15. The Siege of Mosul and Ottoman-Persian Relations 1718-1743: A Study of Rebellion in the Capital and War in the Provinces of the Ottoman Empire (Bloomington, 1975).
  16. The Emergence of Kurdish Nationalism and the Sheikh Said Rebellion, 1880-1925 (introduction by William F. Tucker, published in Austin in 1989).
  17. University of Illinois
  18. Vrbana-champaign
  19. Keith Hitchins
  20. the Journal of Kurdish Studies
  21. Vera Saeedpour
  22. the International Journal of Kurdish Studies
  23. سروه مجله­‌ای ادبی، فرهنگی، اجتماعی به دو زبان کردی و فارسی بود که از ۱۳۶۴ تا ۱۳۸۹ و به مدت ۲۵ سال انتشار می‌­یافت. اولین سردبیر سروه هێمن و آخرین آن­ها بهروز خیریه بودند. در این میان سردبیری سروه را بزرگانی مانند هَژار، احمد قاضی، سیدکامل امامی، عباس حقیقی، ملامحمد ربیعی، مارف آقایی، علی ربیعی، اسفندیار رحیم مشایی و بهروز جعفری به عهده داشته­‌اند. سروه بعد از ۲۵ سال و انتشار ۲۸۱ شماره در سال ۱۳۸۹ منع چاپ شد.

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.

دو × سه =

قالب وردپرس پوسته وردپرس