سه شنبه , ۲۹ آبان ۱۳۹۷
خانه / نوشتار فارسی / سینمای کردستان به مثابه سرمایه فرهنگی/ امیر غلامی

سینمای کردستان به مثابه سرمایه فرهنگی/ امیر غلامی

IMAGE635736759412010126

سرمایه که مفهومی‌اقتصادی، سیاسی و اجتماعی و … است. در دهه هفتاد و بعد از تقسیم بندی آن نزد پیر بوردیو در حوزه علوم اجتماعی به طور گسترده­ای مورد استفاده عموم قرار گرفت. بوردیو و جان پاسون مفهوم سرمایه را در “بازتولید فرهنگی و بازتولید اجتماعی” (۱۹۷۳) مورد بررسی قرار دادند. از نظر بوردیو، سرمایه در یک سیستم مبادله‌­ای مانند یک رابطه اجتماعی کار می­کند و این اصطلاح بدون هیچ تمایزی برای همه کالاهای تجاری و نمادین بکار می­رود.

بوردیو سرمایه را به سه نوع سرمایه‌­ي اقتصادی، فرهنگی و نمادین تقسیم می­کند، که هر کدام به لحاظ فعالیت­های خاصی، به نوبه خود به سرمایه دانشگاهی، حرفه­ای، ادبی، علمی، حقوقی _ اقتصادی، فلسفی، سیاسی، اطلاعاتی و آموزشی تقسیم می­شود. گاهی سرمایه اقتصادی صرفا به منزله منابع تلقی می­شود و منابع مطلوب منابعی هستند که به آسانی قابل تبدیل به پول باشند. سرمایه فرهنگی، معمولا با قابلیت­های ایجاد شده و شناخته شده مختلف اجتماعی، به خصوص قابلیت­هایی که رسماً از طریق آموزش و سایر اشکال دستاوردهای اجتماعی ایجاد می­شوند، مشخص می­شود. اما نشانه سرمایه نمادین، اعتبار است. که مجموعه­ای از آداب وابسته به افتخار یا حق­‌شناسی است که به یک فرد یا گروهی تعلق می­گیرد.

  • رابطه سینمای کردستان و سرمایه اقتصادی

سینما کردستان به دلیل نیاز به سرمایه اقتصادی برای تولید درون میدان سیاسی عمل می­کند که توانایی اعمال کنترل بر آینده تولیدات خود فرد و دیگران را دارد. بوردیو این کنترل را محصول قدرت می­داند، که در واقع همان دولت است که تمرکز تمام سرمایه­‌ها اعم از فرهنگی، اقتصادی، اجتماعی و نمادین را از طریق سرمایه مادی یا ابزار اعمال زور (ارتش و پلیس) را دارد. و این امر به ظهور یک سرمایه خاص کاملاً دولتی می‌انجامد.

اینجاست که مفهوم متغیر سرمایه برای فعالیت­های سینمای درون یک دولت به کار می­رود. دولت به عنوان انجمن سینمای جوانان، دولت به عنوان حوزه هنری، دولت به عنوان وزارت روشنفکری اقلیم کردستان و … اعتباری نمادین به خود گرفته است. آنچه باعث شکوفای سینمای جدید در کردستان می­شود فاصله گرفتن هر چه بیشتر  میدان سینمای کردستان از اقتصاد دولتی است، و این امر باعث تعریف میدان سینمای کردی می­شود. اما استقلال این سینما به این راحتی نیست، چرا که قدرت (دولت) در تمام سرمایه­‌ها رسوخ کرده و همچنین بازگشت سرمایه اقتصادی نیازمند دولت است. دولت نه به مفهوم دولت-ملت، بلکه در سطح کلان آن، چرا که سینما کردستان بیش از آنکه به دنبال بازگشت سرمایه در درون کردستان یا مرزهای تعریف شده باشد، خارج از کردستان به دنبال این بازگشت است. که می­توان گفت سوژه‌ها در درون میدان استراتژیک گفتمانی دیگری سیر می­کنند، که در نگاه شرق شناسانه به کردستان با دولت-ملت اشتراک نظر دارند.

اما سوال این است که چرا این نگاه شرق شناسانه در اقلیم کردستان با وجود دولت کردی نیز وجود دارد. جواب این سوال همان بازگشت سرمایه است که در درون کردستان امکان پذیر نیست و نیاز به بازگشت سرمایه فیلمسازان را بر آن داشته تا در درون استراتژی گفتمان غربی دست به تولید سینمای شرق شناسانه بزند.

3645

  • رابطه سینمای کردستان و سرمایه فرهنگی

پیر بوردیو در تحقیقی که بر اساس فرضیه عدم تساوی فرهنگی انجام داده، سرمایه فرهنگی را اینگونه تعریف می­کند: «درجه تبحر که یک شخص در کردار فرهنگی‌­ای دارد که جامعه‌­ای معین آن را مشروع می­داند» (کالینیکوس، ۱۳۸۳: ۵۰۵-۵۰۴). بوردیو سرمایه فرهنگی را به سه دسته تقسیم می­کند:

  1. سرمایه متجسم (بدنی و فردی؛ حافظه): مهارتهای تجربی و رفتاری و معلومات کسب شده، از سرمایه­‌های بدنی و فردی محسوب می­شوند. از مشخصه­‌های این سرمایه، می­توان به پیوستگی و درون­یافتگی آن اشاره کرد. این سرمایه، دارایی‌­ای است که به شخص و خلق و خوی وی بدل شده است. به عبارت دیگر، تنها، صاحب این خصایص، دارنده این سرمایه فرهنگی است. به همین جهت نمی­توان این سرمایه درونی شده را از طریق بخشش، وراثت و خرید و فروش به دیگران انتقال داد. در نهایت این که این نوع از سرمایه فرهنگی فانی و میراست، زیرا به شکل خاصی یکتایی بیولوژیکی شخص، گره خورده است.
  2. سرمایه عینی فرهنگی: مجموعه میراث­های فرهنگی، ادبی و شاهکارهای هنری و جز این­ها را سرمایه عینی فرهنگی می­نامند. سرمایه فرهنگی عینیت یافته دارای یک رشته از ویژگی­‌هاست که تنها می­توان از طریق رابطه سرمایه فرهنگی عینیت یافته با سرمایه فرهنگی بدنی و فردی آن را معین کرد. این سرمایه (مانند کتاب، فیلم، تابلوی نقاشی، آلات موسیقی و …) به لحاظ مادی از طریق صاحبانشان قابل انتقال است (البته تنها از لحاظ مالکیت حقوقی قابل انتقال است).
  3. سرمایه نهادی و ضابطه­ای: مدرک تحصلی، مدارک حرفه­ای و کارا از نمونه‌­های سرمایه نهادی و ضابطه­ای هستند. مدرک تحصیلی و حتی جوایز جشنواره نیز سند تخصص فرهنگی است که به دارنده­اش ارزش قراردادی تضمین شده­‌ای ارائه می­‌دهد. بوردیو بر این اعتقاد است که سرمایه اقتصادی می­تواند برای صاحبش سرمایه فرهنگی و اجتماعی به وجود بیاورد؛ متقابلا سرمایه فرهنگی نیز با کارکرد خود می­تواند سرمایه اقتصادی را به وجود آورد.

غیاب ستاره در سینمای کردستان باعث شده است که سرمایه فرهنگی در شکل سرمایه متجسم دچار خلاء شود. غیاب این ستاره دال بر شکل نگرفتن سینمای است که نتوانسته بیننده کُرد تولید کند، تا بتواند بازیگران خود را به مثابه ستاره به آنها معرفی کند. این در حالیست که این سرمایه متجسم در میان عوامل تولید در سینمای کردستان تنها برای کارگردانان صورت گرفته است. کارگردانان که با دریافت جایزه از طرف جشنواره­‌ها (همچون یلماز گونی، بهمن قبادی و …) توانسته­‌اند به سرمایه متجسم دست پیدا کنند، بیش از آنکه از طرف نهادهای اجتماعی کردستان به این مهم دست پیدا کنند، از طریق قدرت به نهادهای اجتماعی تزریق شده است، چرا که سینمای کردستان گرفتن امتیاز خود، به مثابه سرمایه فرهنگی بیش از آنکه از نهادهای اجتماعی کردستان بگیرد، از جشنواره‌­ها می­گیرد. این سرمایه که تبدیل به سرمایه نمادین نیز شده است، بیشتر برای کارگردان صورت گرفته است.

yol__yilmaz_guney

سینما کردستان از طریق همین جشنواره­‌ها به سرمایه نهادی نیز دست پیدا کرده است. چرا که این سرمایه بیش از آنکه محصول مدرک تحصیلی یا … باشد، محصول جوایز جشنواره­‌ها است. همین جوایز باعث شکل­‌گیری میدان سینمای کُردی نیز شده است، چرا که افراد در خلاء عمل نمی­کنند، بلکه‌ در موقعیت­ها و میدان­های اجتماعی عینی قرار دارند و در آن دست به‌ کنش می­زنند. این زمینه‌ها یا میادین به‌ زعم بوردیو عبارت است از زیر اجتماعاتی که‌ یک عادتواره‌ یا منش در آن حاکمیت دارد (بوردیو،۱۳۸۰ : ۱۶). عاد­تواره‌ را نیز باید نظامی‌از خوی و خصلت­‌های نسبتا ماندگار معرفی کرد که‌ به‌ صورت یک قالب مشترک در بین افراد مشترک وجود دارد و مبنای ادراک، داوری و عمل آنان می­شود (استونز،۱۳۷۹: ۳۳۴). در واقع عادتواره یا هبیتاس یک رویکرد تفسیری و بینشی است که جایگاه فرد را در مناسبات اجتماعی تعیین می­کند.

به‌ طور کلی بوردیو معتقد است که‌ نسبت میان عادتواره‌ و میدان در فضاهای مختلف اجتماعی تا حدودی همان نسبتی است که‌ تامس کوهن میان پارادایم و جماعت عالمان قائل است، میان آن دو رابطه‌ی تعاملی وجود دارد که‌ تقویت هر یک به‌ وسیله‌ی دیگری تا حدود زیادی ناخودآگاه و به‌ سبب تربیت علمی‌است که‌ در جریان کار و در قالب روابط جمعی درون آن به‌ وجود می­‌آید.

دریافت این جوایز باعث شکل­‌گیری میدان سینمای کُردی شده است. میدانی که در درون آن عادتواره­‌های شکل گرفته است، که محصول استراتژی گفتمانی جشنواره­‌ها است.

  • رابطه سینمای کردستان و سرمایه نمادین

چه چیزی اعتبار نمادین به سینمای کردستان داده است؟ در واقع این اعتبار یا حق شناسی را می­بایست بینندگان کُرد یا منتقدین و در کل نهاد اجتماعی  به این سینما می­دادند. اما آنچه اعتبار نمادین شدن را به این سینما داده است، دولت (قدرت) با اهداء جوایز جشنواره­‌ها به این سینما اعطاء کرده است. در واقع سرمایه نمادین سینمای کردستان را می­توان بخشی از سرمایه نهادی در سرمایه فرهنگی دانست.

  • منابع
  1. استونز، راب(۱۳۸۱)، متفکران بزرگ جامعه شناسی، ترجمه: مهردادمیردامادی، تهران: نشر مرکز
  2. پی یر، بوردیو(۱۳۸۰)، نظریه‌ی کنش، ترجمه‌: مرتضی مردیها، تهران: نشر نقش نگار
  3. کالینیکوس، آلکس(۱۳۸۳)، درآمدی تاریخی بر نظریه اجتماعی، ترجمه: اکبر معصوم­بیگی، تهران: نشر آگاه
  4. رضایی، محمد(۱۳۸۳)، حوزه‌ تولید فرهنگی پی یر بوردیو، به‌ نقل از؛ ماهنامه‌ کتاب ماه‌ علوم اجتماعی، سال هفتم ، شماره‌ ۶

2 دیدگاه

  1. متاسفانه جناب غلامی باید عرض کنم اصلا نتوانسته اید دیدگاه و تحلیل روشنی ارائه دهید. اینکه تلاش می کنید به ایده های ذهنی تان رنگ و بوی علمی بدهید در ذات خود عمل پسندیده ای است اما متاسغانه شما هنوز درک دقیقی از مفاهیم بوردیو ندارید و بدون اشراف بر این نظریه دست به تحلیل زده اید. مشکل این کار تخریب دو سویه است از یک سو مفاهیم سینمای کردی را دستمالی و خلع ارزش میکنید و از سویی با تولید نگرشی انحرافی از مفاهیم علمی به این ساحت هم جفا می کنید. نمیدانم اصرارتان برای باز نشر این دلنوشته هایتان در هر جایی که امکان نشر را برایتان فراهم می کند چیست. امیدوارم ذوق زدگی برای شهرت ناچارتان نکند که به جای خدمت به سینما خود عدوی آن شوید.
    و سخنی با مدیران ئاماژه : حالا که به همت شما عزیزان فضایی برای گفنگوهای مبتنی بر دانش فراهم شده است وظیفه تان سنگین تر است. امیدوارم تنها به سبب سرپا نگه داشتن این مجله الکترونیکی کارتان به جایی نکشد که بدون گزینش و داوری مقالات دست به بازنشر هر مطلبی بزنید. سخت گیری های شما هم میتواند خدمتی به نشر افکار مترقی و دانش بنیان تر باشد و هم ساخت جامعه ای نخبه پرور هر چند در فضای مجازی. برای شما و جناب غلامی آرزوی موفقیت و تداوم دارم.

    • با سلام و عرض ادب و بنا به درخواست دوستان مبنی بر جواب دادن به نوشته آقای فرزاد کریم پور و بعد از سیری در سایت که برای اولین بار شاهد ان بودم, شاهد پاورقی بودن اقای کریم پور بودم, به نحوی که فقط در حد پاورقی ظاهر میشود.
      نباید به پاورقی ها اهمیت داد. انها حاشیه متن هستن, شبیه همان کسانی هستند که وسط اواز خواندن حسن زیرک یه دمت گرم میگویند, همیشه خود متن اهمیت دارد پس باید خود متن را چسبید
      ایشان با ادبیات سخن میرانند که گویا فقط و فقط ایشان حقیقت را میدانند ولی ارائه نمیدهد. پس بگذارید در توهم خود لذت ببر و با این پاورقی نوشتن به شهرت برسید, چیزی که برایش تلاش میکند.
      فقط میگویم که من دو مقاله پژوهشی با خوانش بوردیو راجع به قبادی و حاتمی داشته ام که در همایش ارائه داده شده و همچنین در مجلات پژوهشی نیز به چاپ رسیده که البته داوری نیز شده اند.
      امیدواوم روزی این دوست من وارد متن شود و هم بوردیوو را به ما بشناسد که از خواب غفلت بیدار شویم و هم ارزشهای سینمای کردی را برشمارد که ماهم به ارامش برسیم و نزد همه به ان ببالیم
      با ارزوی بهترینها برای شما و آقای کریم پور
      امیر غلامی

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.

1 × 2 =

قالب وردپرس پوسته وردپرس ..