جمعه , ۲۶ مرداد ۱۳۹۷
خانه / نوشتار فارسی / ضمیمه به پاریس دوران امپراطوری دوم در [ آثار] بودلر/ والتر بنیامین/ترجمه:فرید صابری

ضمیمه به پاریس دوران امپراطوری دوم در [ آثار] بودلر/ والتر بنیامین/ترجمه:فرید صابری

توضیح: متن زیر ترجمه‌ایی است از قطعه‌ایی کوتاه از والتر بنیامین که تری ایگلتون در مقام گردآور و ویراستار در کتاب مشهور تئوری ادبی مارکسیستی خود آورده است و آن را حاوی اشاراتی موجز و کلیدی به دیدگاه بنیامین در مورد ماتریالیسم تاریخی و نقد ادبی می‌داند.

جدا کردن حقیقت از کذب هدف روش ماتریالیستی است، نه نقطه آغاز و عزیمت‌اش. به عبارت دیگر نقطه عزیمت‌اش ابژه مملو از خطا و گمان است. فاصله گذاری‌ها و تمایزاتی که روش ماتریالیستی با شیوه‌ایی تمیزمند از آغاز با آن شروع می‌کند فاصله گذاری‌هایی درون این این ابژه به شدت به هم آمیخته و مرکب است و [در نتیجه] نمی‌تواند این ابژه را به اندازه کافی آمیخته و غیر انتقادی شناسایی کند. اگر روش ماتریالیستی مدعی رویکردی به ابژه به شیوه‌ایی که «در حقیقت» هست شود این متد صرفاً به طرز عظیمی‌بخت‌ها و امکانات [ابژه] را تقلیل می‌دهد. این بخت‌ها و امکانات اگر چه به شکل چشم گیری زیاد هستند اما اگر متد ماتریالیستی به طرز فزاینده‌ایی ادعایی این چنینی را رها کند، آماده این دیدگاه می‌شود که : «امر فی النفسه» امری «در حقیقت» نیست. مطمئناً دنبال «امر فی النفسه» بودن  وسوسه انگیز است و در مورد بودلر، این به طرز زیادی خود را نشان می‌دهد. سرچشمه‌ها به درون قلب کسی جریان پیدا می‌کنند و در آنجا به هم می‌پیوندند تا رودخانه ی فرا داده[۱] شکل بدهند که تا جایی که چشم کار می‌کند در میان دامنه‌های به خوبی گسترده شده جریان پیدا می‌کند. ماتریالیسم تاریخی با این نمایش خیره کننده منحرف نمی‌شود. او به دنبال انعکاس ابر‌ها در رود نیست اما همچنین از رودخانه روی نمی‌گرداند تا از «سرچشمه‌ها» بنوشد. و به دنبال «امر فی النفسه» در پشت سر[۲] آدمیان باشد. این رود آب به آسیاب چه کسی می‌ریزد؟ چه کسی قدرتش را بکار می‌بندد؟ چه کسی به آن نیاز دارد؟ اینها سوالاتی هستند که ماتریالیسم تاریخی می‌پرسد و این امر تصویر چشم‌انداز را با نامیدن نیروهایی که در آن موثر و کارگر بوده‌اند تغیر می‌دهد.

این شیوه، فرایندی پیچیده به نظر می‌رسد که [در واقع] هست. آیا شیوه ایی سر راست تر یا قاطع تر وجود ندارد؟ چرا به سادگی به همراه بودلر شاعر با جامعه امروزی مواجه نمی‌شوییم و به این سوال که او چه چیزی دارد که به گروه‌های پیشروی این جامعه بگوید با مراجعه به آثارش جواب نمی‌دهیم؟ البته بودن اینکه، مطمئناً، این سوال را که آیا اصلاً چیزی دارد که به آنها بگوید را نادیده بگیریم؟ چیزی که در تقابل با این[دیدگاه] است دقیقاً آن است که که وقتی ما بودلر می‌خوانیم در عین حال به ما دوره ایی از آموزه‌های تاریخی توسط جامعه بورژوایی داده می‌شود. این آموزه‌ها هیچ گاه نمی‌توانند نادیده گرفته شوند. خوانشی انتقادی از بودلر و بازبینی انتقادی این دوره درسی آموزه‌ها یک چیز و یکسان هستند. این یک توهم مارکسیسم مبتذل است که کارکرد اجتماعی یک محصول مادی یا ذهنی می‌تواند بدون ارجاع به مقتضیات  وحامل‌های فراداده اش متعین شود. « به مثابه مجموعه ایی از ابژه‌ها که مستقلاً مشاهده می‌شوند «( اگر نه مستقل از مناسبات تولیدی که از آن ریشه می‌گیرند به جای آن مستقل از مناسبات تولیدی که این ابژه‌ها در آن به وجود ادامه می‌دهند) درباره مفهوم فرهنگ… امری بت انگارانه وجود دارد». فراداده آثار بودلر از کوتاه ترین‌های آن‌ها است اما پیشاپیش زخم‌های تاریخی که باید مورد علاقه پژوهشگری انتقادی باشد را حمل میکند.

سلیقه

ذوق و سلیقه با تقدم و برتری خاص شیوه ی تولید کالا بر هر نوع دیگر از شیوه تولید شکل می‌گیرد. در نتیجه تولید محصولاتی به مثابه، کالای برای بازار، مردم بیشتر و بیشتر نسبت شرایط تولیدات شان نا آگاه می‌شوند – نه تنها از شرایط اجتماعی در قالب استثمار بلکه از شرایط تکنیکی نیز به همان نسبت – مصرف کننده  هنگامی‌که به پیشه ور دستور می‌دهد – در مواردی خاص خود استاد کار به او توصیه‌هایی می‌کند- کمابیش متخصص است اما هنگامی‌که به عنوان یک خریدار ظاهر میشود چندان آگاه نیست. به اضافه این یک واقعیت است که تولید انبوه در تولید کالا‌های کم بهایی خود را می‌نماید که مبتنی بر کیفیت‌های گول زننده است. در اکثر موارد این دقیقاً  گرایش [این شیوه تولید] است که خریدار تخصص اندکی داشته باشد. هر چه بیشتر صنعت پیشرفت می‌کند کالا‌های جعلی و تقلبی که به بازار ارائه می‌کند کامل تر می‌شود. کالا  در درخششی دنیوی و کفر آمیز است و این درخشش هیچ چیز مشترکی با درخششی که «شادی و سرخوشی الهیاتی» کالا را تولید می‌کند ندارد. سرخوشی که هنوز برای جامعه مهم است. چاپتل[۳] در نطقی درباره مارک‌های تجاری در ۱۷ جولای ۱۸۲۴ گفت: «به من نگویید که در تحلیل نهایی مشتری درباره کیفیت‌های یک ماده خواهد دانست.نه آقایان، یک مصرف کننده داور و خبره نسبت به آن نیست. او فقط فریب ظاهر کالا را میخورد، اما آیا نگاه کردن و لمس کردن می‌تواند برای تعین میزان بقا و پایداری رنگ‌ها، خوبی مواد، یا کیفیت و سرشت صیقل اش کافی باشد؟»

یه همین قیاس هر چه تخصص یک مشتری کاهش پیدا می‌کند اهمیت ذوق و سلیقه اش افزایش می‌یابد. این امر برای مصرف کننده کمابیش ارزش پوشاندن دقیق فقدان تخصص اش را دارد و برای تولید کننده، ارزش این امر، [حضور] انگیره ایی همواره آماده برای مصرف است، که ارضا کردن آن، در مواردی به قیمت از دست رفتن دیگر نیازمندی‌های مصرف که تولید کننده آن‌ها را پر هزینه تر برای برآورده کردن می‌یابد، است. این دقیقا  همان تکاملی است که ادبیات در هنر برای هنر منعکس می‌کند. این دکترین و عمل منطبق بر آن، برای نخستین بار به سلیقه و ذوق جایگاه غالبی در شعریت بخشید. ( مطمئناً سلیقه به نظر نمی‌رسد که در آنجا ابژه باشد، هیچ کجا به این اشاره نشده. اما این امر چیزی بیشتر از این واقعیت، که سلیقه معمولاً در مشاجره‌های زیباشناختی قرن ۱۸ مورد بحث قرار گرفته است ثابت را نمیکند. در واقع این مجادلات حول محور محتوا بودنددر هنر برای هنر شاعر برای اولین بار به نحوی با زبان رو به رو می‌شود که خریدار در بازار آزاد با کالا. او به شیوه ایی خاص تا حد بالایی آشنایی و قرابت اش را با مناسبات تولید [زبان] از دست می‌دهد. شاعران هنر برای هنر آخرین کسانی هستند که می‌شد درباره شان گفت که از «میان مردم» آمده اند. آنها هیچ چیز برای بیان کردن با چنان ضرورتی که که بتواند ضرب کردن کلمات شان را تعین بخشد ندارند. به جای آن آنها باید کلماتشان را انتخاب کنند. «کلمات انتخاب شده» به زودی تبدیل به شعر هنر نو تبدیل می‌شود. شاعر هنر برای هنر میخواهد که مقدم بر هر چیز خودش – با همه خصیص‌های فردی، تفاوت‌های ظریف و قیاس ناپذیری سرشت اش _ به داخل زبان بیاورد. این عناصر در ذوق و سلیقه منعکس می‌شوند. ذوق شاعر او را در انتخاب کلماتش راهنمایی می‌کند. اما این انتخاب همواره پیشاپیش از میان کلماتی است که قبلاً توسط ابژه فی النفسه ضرب نشده باشند. یعنی کلماتی که درگیر در مناسبات تولید [اشان] نبوده اند. حقیقت امر این است که هنر برای هنر در حدود سال ۱۸۵۲ اهمیت قاطعی یافت، در دوره ایی که بورژوازی به دنبال آن بود که آرمان خود را از دستان نویسندگان و شاعران [باز پس] گیرد. در هجدهمین برومر مارکس درباره ای این لحظه و فراز تاریخی تامل می‌کند. وقتی که «توده‌های فوق پارلمانی[منظور اشرافیت مالی و بانکداران است.م] بورژوازی از طریق بهره گیری دد منشانه از فشار شان [لویی] ناپلئون را فراخوندن تا بخش‌های گوینده و نویسنده شان، سیاستمداران و نویسندگان، را نابود کند تا اینکه آنها با اطمینان خاطر  امور شخصی اشان را زیر چتر حمایت حکومتی قدرتمند و نامحدود دنبال کنند». در پایان این تکامل، مالارمه و تئوری شعر ناب ممکن است بنیاد گذارده شود. جایی که  شاعر آنقدر از آرمان طبقه خودش دور است که مسئله ادبیاتی بدون ابژه تبدیل به محور مجادلات میشود. و این مجادلات به مقدار ناچیزی در اشعار مالارمه که پیرامون قله بلانک غیاب، سکوت و رجوع شکل گرفته است، رخ نمی‌نماید. این امر مطمئناً و بالاخص در مالارمه یک روی سکه ایی است که روی دیگرش به هیچ وجه بی اهمیت نیست. این امر شاهد بر آن است که شاعر دیگر نمی‌پذیرد زیر بار حمایت از هر آرمانی که توسط طبقه ایی که او متعلق به آن است دنبال میشود برود. ساختن محصولی بر پایه کناره گیری از هر چیزی که تجربه‌های این طبقه را نشان بدهد منجر به دشواری‌های خاص و چشم گیری می‌شود. این دشواری‌ها این شعریت را تبدیل به شعریتی رمز گویانه و غامض میکند. آثار بودلر رمز گویانه نیستند. تجربه‌های اجتماعی که در آثار او منعکس می‌شوند مطمئناً هیچ کجا از مناسبات تولید مشتق نشده اند – و کمتر از همه در در پیشرفته ترین شکل [این مناسبات] در مناسبات صنعتی- اما همه آنها ریشه در شیوه‌های گسترده و پر پیچ و خمی‌دارد. اما این شیوه‌های پرپیچ و خم نسبتاً در آثار او آشکار هستند. مهم ترین این [شیوه‌ها] تجربه‌های درماندگی اعصابی، ساکن بزرگ-شهر‌ها و خریدار است.

 

یاداداشت‌ها:

۱- نتایج محاسبه ناپذیر یک فرایند ثابت تر، به همان شکل در جنبه‌های دیگر، نسبتاً پس زننده و بازدارنده هستند. نکته ریزی درباره کوشش برای قرار دادن مقام و موضع فکری  بودلر در درون چارچوب پیشرفته ترین موضع فکری کوشش‌های نوع بشر برای رهایی وجود دارد. از آغاز به نظر می‌رسد که پژوهش درباره توطئه‌های او در جایی که بی شک موطن و خانه اوست -در اردوگاه دشمن- نوید بخش است. بسیار به ندرت آنها نعمتی برای طرف مقابل هستند. بودلر یک مامور مخفی بود. یک مامور نارضایتی مخفی از طبقه اش با قوانین خاص خودش.

 

 

 

 

یک دیدگاه

  1. ممنون سايت خوبي داريد تبريک ميگم

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.

بیست − 12 =

قالب وردپرس پوسته وردپرس ..