دوشنبه , ۷ خرداد ۱۳۹۷
خانه / بخش ادبی فارسی / شعر «ماهی‌ها دریا‌زده‌اند» /سینا صفایی‌نژاد  

شعر «ماهی‌ها دریا‌زده‌اند» /سینا صفایی‌نژاد  

در گوشم نوایی خلاف جهت این باد می‌وزد

ساز من با نت‌های فالش جریان کوک نمی‌شود

در راه مدرسه سر بودن و نبودن

روی موزائیک‌های پیاده رو شرط می‌بندم

بودن

نبودن

بودن

نبودن

آخرین موزائیک همیشه نصفه است

نمی‌توان بود

هنگامی‌که ماهی‌ها دریا زده‌اند

اگر شیطنت کنند

به قصد دیدن دنیا

از تنگه رد شوند

در صدف‌ها حبسشان می‌کنند

پری‌های زمینی اگر ببینند

هوای ساحل به ذهنشان زند

با زندگی خود شطرنج می‌کنند

نمی‌توان  نبود

هنگامی‌که همان ماهی‌ها مست می‌شوند

عروسی می‌گیرند

و توله به آب می‌آورند

ماهی‌ها به مدرسه می‌روند:

آب خوب است

بابا شاید صید شود

مادر مهربان است

دریا همیشه آرام نیست

فردا روز است

برگ‌های پاییزی آخر به پایین می‌ریزند

اما در این راه عاشق می‌شوند

می‌رقصند

با نسیم هم آوا می‌شوند

دست کودکان ابتدایی را می‌گیرند

کاردستی می‌شوند

این نقش‌ها همواره بر قالیچه هست

اما آخر فصل، قالیچه را

با چهارشنبه سوری امسال

یکی می‌کنند

نه

مسئله بودن یا نبودن نیست

مهم نبودنشان است

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.

10 + پنج =

قالب وردپرس پوسته وردپرس