دوشنبه , ۲ مهر ۱۳۹۷
خانه / نوشتار فارسی / کردستان و حاشیه‌نشینی درازآهنگ در برنامه‌ریزی کشور/احسان مردوخ روحانی

کردستان و حاشیه‌نشینی درازآهنگ در برنامه‌ریزی کشور/احسان مردوخ روحانی

شاید مهمترین سوالی که در طول ۲۰۰ سال اخیر ذهن ایرانیان را به خود مشغول کرده، این سوال بوده است که «ما چگونه ما شدیم» یا «چرا غرب پیش رفت و ما عقب ماندیم». آغاز این سوال را باید در جنگهای ایران و روس دانست که طی آن، بیشتر خاک ایران به روسیه ضمیمه شد و برای ایرانیانی که تا پیش از آن خود را در جایگاه برتر تمدنی و فرهنگی می‌دیدند، این پرسش پیش آمد که چرا خاک ما این گونه دست «اجانب کافر» افتاد. برخی از تحولات مهم تاریخی را نیز می‌توان از قِبَل همین پرسش ارزیابی کرد: ایجاد دارالفنون و دانشگاه تهران، انقلاب مشروطه و انقلاب۱۳۵۷، جنبش ملی کردن صنعت نفت و… یکی از اقدامات مهم در جهت کاستن از فاصله توسعه‌ای میان ما و جهان غرب، ایجاد سازمان برنامه در سالِ ۱۳۲۷ در دولت محمد قوام است. فلسفه‌ی ایجاد این سازمان این بود که مسیر پیشرفتی را که غرب در ۳۰۰ سال طی کرده است، ایران در بیست یا سی سال طی نماید.

 به نظر راقم این سطور مرور تاریخ سازمان برنامه و نتایج برنامه‌ریزی در ایران در هر تصمیم-گیری و تحلیلی در مورد توسعه در ایران بسیار واجد اهمیت است. در اینجا به مرور مختصر تاریخ این نهاد و در نهایت موقعیت کنونی کردستان در ساختار برنامه‌ریزی کشور پرداخته می‌شود. با توجه به طولانی بودنِ تاریخ سازمان برنامه، در این مختصر تنها به نکات محوری و اساسی این تاریخ پرداخته می‌شود و در پایان نگاهی نیز به وضعیت کنونی استان کردستان خواهیم انداخت.

سازمان برنامه در ابتدا به عنوان نهادِ قدرتمند ناظر و تصمیم‌گیر بر دخل و خرج دولت ایجاد شد و قرار بر این بود که نحوه‌ی هزینه‌کرد هر نهاد و بخش دولتی را تعیین کند. مطابق قانون، این سازمان و مجموعه‌ی دولت باید قانونِ برنامه را – به عنوان برنامه‌ی تعیین شده‌ی توسعه‌ی کشور- به صورت لایحه به قوه‌ی مقننه پیشنهاد دهد و قوه‌ی مقننه نیز پس از بررسی و تصویب، آن را به صورت قانون به دولت ابلاغ نماید. دولت پس از اجرای قانون برنامه باید گزارشی از اجرای آن را تحت عنوان «گزارش عملکرد» منتشر سازد. سازمان برنامه از این رو زیر نظر قوه مجریه بوده است. در دوره‌ی پهلوی شش برنامه به تصویب می‌رسد و پنج برنامه اجرا می‌شود. برنامه‌ی ششم همزمان می‌شود با انقلاب ۵۷ و تنها در سطح یک سند باقی می‌ماند. دو برنامه‌ی اول توسعه در ایران که نام برنامه‌ی عمران داشته است به صورت هفت ساله بوده است و از برنامه‌ی سوم، برنامه‌ها به صورت پنج ساله تنظیم می‌شده است. پس از انقلاب از سال ۱۳۵۷ تا ۱۳۶۸ به سبب جنگ و انقلاب و بی‌نظمی‌های آن دوره، کشور فاقد برنامه است اما از سال ۱۳۶۸ تا به حال، برنامه‌های توسعه دوباره در کشور تنظیم می‌گردد. ازسال ۱۳۶۸ تا به حال، ایران پنج برنامه مصوب و اجرایی داشته است و برنامه ششم نیز در مرحله تصویب قرار دارد.

نکته‌ی مهم و قابل توجه، مشابهت‌های این تاریخ هفتاد ساله در کشور، با وجود فراز و فرودهای فراوانِ آن است. در طول تاریخ هفتاد ساله‌ی سازمان برنامه در کشور دو بار این سازمان منحل می-شود، یک بار در دوره‌ی پهلوی و یک بار در دوره‌ی جمهوری اسلامی. در دوره‌ی پهلوی این کار با انحلال سازمان و تبدیلِ آن به معاونتی زیر نظرِ نخست‌وزیری و در دوره‌ی جمهوری اسلامی‌نیز با انحلال و تبدیل آن به معاونتِ امور راهبردیِ ریاستِ جمهوری روی می‌دهد و نکته‌ی جالب نیز در همین است که افول برنامه‌ریزی کشور نیز در هر دو دوره نیز تقریبا پس از این انحلال پیش می‌آید. دوره‌ی رونق اقتصادی و برنامه‌ریزی کشور در دوره‌ی پهلوی از ۱۳۴۳ تا ۱۳۵۲ است و تقریبا در پایان این دوره است که سازمان برنامه برچیده می‌شود. در دوره‌ی جمهوری اسلامی‌نیز دوره‌ی رشد اقتصادی و برنامه‌ریزی نسبتا موفقِ کشور نیز – به گواه اسناد و شاخصها- دوره‌ی ۱۳۶۸ تا ۱۳۸۴ است و پس از این دوره در سال ۱۳۸۶ سازمان برنامه با وجود مخالفتهای بسیار منحل و دوره‌ی افول برنامه‌ریزی در کشور نیز در همین دوره آغاز می‌شود و اوج این افول نیز در سالهای ۱۳۹۰ تا ۱۳۹۲ است.

برنامه‌های ایران از ابتدا نه به نیت توسعه‌ی همه‌جانبه که به نیت توسعه‌ی اقتصادی و صنعتی در  کشور پایه‌ریزی شد و در آن برهه تصور بر این بود که با توسعه‌ی اقتصادی و صنعتی، اندک‌اندک، توسعه در بقیه‌ی زمینه‌ها نیز به ارمغان خواهد رسید. این تصور اگرچه بعدها اصلاح شد و برنامه‌های صنعتی بعد فرهنگی و اجتماعی نیز به خود گرفت اما همچنان دو نقیصه‌ی جدی در برنامه‌ها یکی غفلت از توسعه‌ی سیاسی و دیگری فرع بودن توسعه‌ی اجتماعی و فرهنگی در قیاس با توسعه‌ی اقتصادی و صنعتی است. در حالی که برنامه‌ریزی مناسب باید با نگاه متوازن به همه ابعاد توسعه صورت گیرد؛ به ویژه با در نظر گرفتنِ این امر که برخی از ابعاد توسعه اساسا چند وجهی هستند: به عنوان مثال اشتغال هم اقتصادی، هم اجتماعی و هم فرهنگی است. معضل دیگر شکاف اساسی در همه‌ی برنامه‌های توسعه بین برنامه‌های مصوب و برنامه‌های اجرایی است. همواره تفاوتی اساسی میان قانون برنامه و گزارش عملکرد وجود دارد. حتی در برنامه چهارمِ توسعه‌ی پس از انقلاب، عملا سی درصد تحقق در اهداف برنامه گزارش شد که به معنای شکست در برنامه‌های توسعه است.

 مساله‌ی دیگر ناعدالتی‌های منطقه‌ای در توسعه کشور است. می‌توان به استثنای چند استان این موضوع را به صورت کلی مطرح کرد که اساسا توسعه در کشور در مناطق مرکزی روی می‌دهد و مناطق مرزی از سطح توسعه‌ی کمتری در مقایسه با مرکز برخوردارند و همه استانهای محروم کشور نیز استانهای مرزی هستند. با در نظر گرفتن این دورنمای کلی و اساسی، استان کردستان به سبب واقع شدن در مرز کشور و برخی دیگر از معضلات از قطار توسعه‌ی کشور جا مانده و این امر واقعیتی کتمان‌ناپذیر است. این حاشیه‌نشینی و فراموش‌شدگی البته نه مختص به این دوره که مساله‌ای طولانی‌مدت و درازآهنگ است.

نکته‌ی دیگری که باید به آن توجه داشت این است که در استانهای مرکزی کشور به ویژه تهران- همواره مرکز استان دارای سطح بالاتری از توسعه تا شهرهای دیگر است، به عنوان مثال در استان تهران سطح توسعه‌ی شهر تهران همواره بیش از بومهن و رودهن و بقیه‌ی شهرهای استان است، در حالی که در استانِ کردستان – حداقل به لحاظ درآمدی- شهرهای مرزی بانه و مریوان دارای درآمدهای بالاتری از مرکزیت استان – شهر سنندج- هستند. این موضوع، اهمیت موقعیت مرزیِ و قابلیتهای خاص استان را به میان می‌آورد.

  سوالی اساسی -که البته جواب آن نیز آسان نیست- این است که چگونه می‌توان استان کردستان را از این وضعیت محرومیت بیرون آورد، پاسخی که البته دشوار است و باید با توجه به موقعیت برنامه‌ریزی در کشور و ویژگی‌های استان کردستان ارزیابی گرد.  

 در این مختصر سعی می‌کنم به چند نکته‌ی اساسی اشاره کنم؛ پرداختن‌ِ جدی‌تر و تحلیلی‌تر به این حوزه البته نیاز به وقت و فرصت بیشتری دارد. در همه‌ی برنامه‌های توسعه در سراسر جهان، اصلی‌ترین بازوی توسعه در هر کشوری دولت است. جامعه به تنهایی و با تکیه بر دانشمندان و کارآفرینان و فعالان اجتماعی و فرهنگی نمی‌تواند توسعه را به ارمغان بیاورد. امروزه با توجه به اینکه بسیاری از کشورها توانسته‌اند مسیرِ توسعه را با موفقیت طی نمایند، این موضوع دیگر واقعیتی کتمان‌ناپذیر است که تا دولتها مسیر درستِ توسعه‌ای را در پیش نگیرند، توسعه با وجود همه‌ی بسترها روی نمی‌دهد. با مروری بر تجربه‌ی برنامه‌ریزی در کشور و نیز در نظر گرفتن اشتباهاتِ صورت گرفته در این زمینه در هر صورت باید نقش دولت را پررنگ‌‌تر از بقیه‌ی ابعاد در نظر داشت.

این موضوع آنجا بیشتر خود را نشان می‌دهد که در نظر داشته باشیم سازمان برنامه در ایران، پیش از کره‌ی جنوبی، تایوان، سنگاپور و تایلند، مالزی و اندونزی ایجاد شده است و از این رو در کشور ما دارای قدمتِ زیادی است و ایران در میان کشورهای جهان از این جزو کشورهای پیشگام به شمار می‌رود.

 با وجود اهمیت دولت، نباید از نقش مهم جامعه‌ و به ویژه کارشناسان، رسانه‌ها و فعالان اقتصادی، اجتماعی و فرهنگی در این حوزه غافل بود؛ اگرچه نقش تصمیم‌گیر و برنامه‌ریز در این حوزه با دولت است، اما دانشگاهیان، اصحاب رسانه و فعالان اجتماعی و اقتصادی نیز می‌توانند با جلب توجه مردم به سمت مسایل توسعه‌ای، بستر جامعه را برای تحول به سمتِ جلو آماده سازند. در کشور ما در حالی که دولتها برنامه‌های روشن و موفقی را در زمینه‌ی توسعه ندارند، جامعه نیز در بیشتر زمینه‌ها آماده‌ی تحول به سوی توسعه نیست. نمونه‌ای از آن را در اخلاق کار می‌توان ملاحظه کرد که در کل کشور در سطح ضعیفی است. این موضوع البته در ارتباط با استان کردستان پیچیده‌تر و مهمتر است. استانی که با وجود همه‌ی قابلیتهایش استانی محروم است و در بیشتر زمینه‌های توسعه با مشکل روبه‌رو است. اگر جامعه بیش از پیش به این موضوع حساس باشد می‌توان گفتمانی عمومی‌را در این زمینه پدید آورد و عملا تا حدودی از مسئولیت دولت کاست و در برابر آن، موضوع توسعه را به عنوان یک تقاضای عمومی‌مطرح ساخت.

این پرسش که استان کردستان چرا از قطار توسعه‌ی کشور جا ماند البته سوالی سهل به نظر می‌رسد، اما جواب آن سخت دشوار و پیچیده است. این یادداشت دعوتی است به اندیشیدن بیشتر در مورد جلوگیری از تکرار اشتباهات تاریخی پیشین و نیز جلب توجه بیشتر همگان به ویژه دانشگاهیان و فعالانِ اجتماعی و اقتصادی به چرایی روی دادن چرخه‌ی باطل توسعه‌نیافتگی در کشور و استان.

*مطلبی که پیش رو دارید به صورت سخنرانی در همایشی در دانشگاه کردستان در ارتباط با توسعه‌ی استانِ کردستان در اردیبشهت ۱۳۹۵ ارائه شد که در اینجا به صورت مکتوب با قدری تفصیل ذکر می‌گردد.

** مانگنامه‌ی کولتووری و کۆمه‌ڵایه‌تی بیروهزر/ ساڵی یه‌که‌م، ۱۳۹۵/ ژماره‌ی ۲&3

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.

دو × چهار =

قالب وردپرس پوسته وردپرس ..