یکشنبه , ۲۵ مهر ۱۴۰۰
خانه / بخش ادبی فارسی (صفحه 5)

بخش ادبی فارسی

روایت در جدال با محاقِ نسیان / عطاء نهایی/ ترجمە: عادل قادری

    (ترجمە قبل از آنکە برگردان یا بازگردان باشد نوعی تأویل است.م) ١ اساسی ترین پرسش و در عین حال سادەترین و کلیشەای ترین و نخ نماترین پرسشی کە هر داستان نویسی را درگیر خود میکند این است: چرا می‌نویسی؟. داستان نویسان در فرهنگهای گوناگون پاسخهای متفاوتی بە این …

توضیحات بیشتر »

همیشە مثل “باد” کە هیچ پناهگاهی جز خود ندارد(بخش ۱)/مصاحبه با فرهاد پیربال

گفت‌وگو از: عادل قادری این مصاحبە کە بیشتر بە گفت وگو و بحث و جدلی خودمانی میماند یک ماه پیش قبل از سفر فرهاد پیربال بە پاریس انجام شدە است، در دنیای ما سخن گفتن و فهم کسانی چون پیربال با همەی باژگونەنمایی‌ها و هنجار گریزیهایش سخت است و قوەی …

توضیحات بیشتر »

رعایت کاف/ سه شعر از زاهد بارخدا

سه شعر از زاهد بارخدا رعایتِ کاف   این سه شعر، کنارِ هم آمده‌اند که بشوند شعر چهارم. در بازه‌ی زمانیِ پنج ساله؛ تنوع در ساختار و رفتارِ با کلمات از این روست. اگر آن پنج سال را نادیده بگیرم، شعر چهارمی‌که اتفاق می‌افتد را می‌سپارم به یادِ وحیِ دور: …

توضیحات بیشتر »

مهار مرگ: جهان شعری ویسلاوا شیمبورسکا/ماگورزاتا آنا پکالین/ترجمه: شهاب ندیمی

    نسبی­‌گرایی قوی و آزاد­اندیشی از جمله شناخته‌­شده‌­ترین ابعاد در فضای شعری شیمبورسکا است. شیوه‌ه­ای که او گذشته را به حال و حال را به آنچه در پی می­آید و رخداد/ تجربه‌­ی یک دم را با بُعد آزاد ابدیت متصل می­‌کند ویژگی‌ه­ای  است که به این اشعار قدرت خارق‌العاده‌­ای …

توضیحات بیشتر »

چهار شعر از حسین خلیلی

    شعرهایی از فصل ِ هندسه ی پرتابی از کتابِ در دستِ چاپ:  طبیعتِ محو   حسین خلیلی     .   از پس ِ کلمه‌ها که نمی‌آیند   به تصور ِغیر ــ که غیر ممکن است آمدنش   انتظار بر نمی‌تابد شک ــ   برآن روی ِ احتمال که …

توضیحات بیشتر »

از راهِ یخ رفتن/ ورنر هرتسوگ، ترجمه‌: خشایار قشقایی

از راهِ یخ رفتن/ ورنر هرتسوگ ترجمه‌ی خشایار قشقایی پیش‌نوشتِ مترجم: اینی که قرار دادم بخوانید به‌سیاهی‌درآمده‌ی روزی، خود به اندازه‌ی کافی سیاه بر متنِ برفِ متن، از سفرِ بیست‌ویکی‌دوروزه‌ی مونیخ-پاریسِ هرتسوگ است؛ پای پیاده، سالش ۱۹۷۴٫ پاره‌یی‌ست از کتابچه‌یی با نامِ «از راهِ یخ رفتن/Of Walking in Ice»، که …

توضیحات بیشتر »

زنی که…/ شورش عابد

زنی که… زن مثل نوشته‌های روی دیوارهای شهر، که آدم هر روز می‌بیندشان و بعدش هم یک فحش آبدار به آنها می‌دهد، زیبا و بلند و بی معنی بود. کل زندگیش با یک اتاق شروع و به یک مرد ختم می‌شد. اتاقش پر بود از اشیایی که برای من یک …

توضیحات بیشتر »

سه شعر از علیرضا پورمسلمی

 سه شعر از علیرضا پورمسلمی   دوش وقت سحر   درست دو ساعت قبل از آغاز جهان یادم افتاد زیر کتری را خاموش نکرده‌ام اگر انفجار سر می‌گرفت؟ گوشی را برداشتم آن‌سوی خط هنوز دو ساعت به آغاز جهان مانده بود و آسمان داشت بار امانت را خالی می‌کرد   …

توضیحات بیشتر »

زنبیل موسا / دانیال فروتن پژوهی

آنقدر زيرِ فلس‌هاش خيس بود كه دريا هم با او به جيبِ شلوارم پريد بر صخره‌های كوچكی كه نمك داشت موج روی موج از پيرهنم می‌رفت بالا ساحل را می‌شُست و می‌ريخت در زخمِ چالِ چانه‌ام كه زنبيلِ موسا هم آنجا مادری می‌كرد نامه‌هاشان را به كدام جهت گُم كنند …

توضیحات بیشتر »

ژرار دو نروال؛ مردی که خودکشی او را زیست/ زاهد بارخدا

زاهد بارخدا در کتاب‌های ادبی نامش معمولن کنار اسم بودلر، رمبو، لوتره آمون و آنتونن آرتو می‌آید: ژرار دو نروال، نابغه‌ای که خیلی‌ها به حق او را بانی مکتب سوررئالیسم می‌دانند، او تاثیر زیادی بر این جنبش گذاشت، و آندره برتون بارها در مصاحبه‌هایش از او یاد می‌کند: «روح سوررئالیسم …

توضیحات بیشتر »
قالب وردپرس پوسته وردپرس ..