دوشنبه , ۷ خرداد ۱۳۹۷
خانه / بایگانی برچسب: #شعر

بایگانی برچسب: #شعر

شعر «ماهی‌ها دریا‌زده‌اند» /سینا صفایی‌نژاد  

در گوشم نوایی خلاف جهت این باد می‌وزد ساز من با نت‌های فالش جریان کوک نمی‌شود در راه مدرسه سر بودن و نبودن روی موزائیک‌های پیاده رو شرط می‌بندم بودن نبودن بودن نبودن آخرین موزائیک همیشه نصفه است نمی‌توان بود هنگامی‌که ماهی‌ها دریا زده‌اند اگر شیطنت کنند به قصد دیدن …

توضیحات بیشتر »

شعر «خودکار خارق‌العاده» /چارلز شیمیچ

  «خودکار خارق‌العاده»   ترجیح می‌دهم با خودکار کهنه‌ای بنویسم که از ته جوب خیابان پیدا کردم یا یکی از همین خودکارهایی که از یک جوشکاری بانک یا پمپ بنزین کش رفتم نه فقط به‌خاطر این‌که مفت و مجانی‌ست چون خیال می‌کنم تنها یک وسیله‌ی این‌جوری فیوز نوشتن و ذوقِ …

توضیحات بیشتر »

شعر “لیلایک” / دانیال فروتن پژوهی

“لیلایک” مثل سی دی تردم کرده بود هفتاد هرتز در لب و تاب در حد دی وی دی چهار گیگ ویروسی شدم فرمت هم خالی‌م نکرد در Maxima زبان می‌ریخت و من که ویندوز ۹۵ بودم رفتم در اینترنت برای آپدیت در دامنه‌ی کلنگ تهران من با دسته بیل او …

توضیحات بیشتر »

شعر “وسواس” / نیل هل برن

“وسواس“   اولین بار که دیدمش… همه‌چی تو سرم ساکت شد همه‌ی تیک‌ها، همه‌ی تصاویری که دائم ریفرش می‌شدن یه دفه ناپدید شدن اگه وسواسی باشین، هیچوخ آروم و قرار ندارین حتی تو تختخواب، با خودم فک می‌کنم: درو بستم؟ – آره، دستامو شستم؟ – آره درو بستم؟ – آره، …

توضیحات بیشتر »

ادبیات کوانتومی / علی عبدالرضایی

متاسفانه کسانی که بنیه‌ی علمی‌خوبی ندارند، نمی‌توانند بهره‌ی چندانی از مطالب این بحث ببرند. اما تلاش برای درک این مبحث برای رسیدن به دید تازه در درک ادبیات و نوشتار لازم است. در این بخش بیشتر به مطالعه‌ی ساختار می‌پردازیم. در ادبیات درک ساختار شرط لازم و کافی برای درک …

توضیحات بیشتر »

شعر ‌«آباژور» / دانیال فروتن پژوهی

آباژور چهره‌ات را مى‌شنود و تخت  پايش به خانه‌ى قبلى مى‌افتد  هنگامی‌كه برق دستانت پا شده بود مرا بگيرد من سياه شده بودم             تو خورشيد                  من اتاق تاریک تو آباژور   پنجره‌هاى اتاق خواب اين خانه صداى تو را در آن خانه زمزمه مى‌كنند بوى تو  تپش نرفتن …

توضیحات بیشتر »

شعر “دو آبشار خسته” /آمنه باجور

              افتاده‌ام روی لم  با دیکتاتور‌ترین آغوش دنیا و در من که دست‌هام دمکرات کشیده حرف‌ها زده مرا برده از من با آن یکی را هم یکی در این خط‌ها که داری به برده‌ها می‌زنی هر روز پاهات را برداشته قدم زده آن یکی …

توضیحات بیشتر »

شعری از ایوب عبدل

  کور که نبودم دیدم طبیعت وحشی را دیدم که چگونه گیسوان سبز تو را آزرد چگونه کاسه‌­های چشم‌­های تو را آزرد خفاش­‌های گلوی تو را آزرد       خفه کرد. از رگ­‌های بریده­‌ی بازوهات جریان گرم عاطفه را دیدم که چگونه بر خاک ریخت و پرپر زد.   کور که نبودم …

توضیحات بیشتر »

زنبیل موسا / دانیال فروتن پژوهی

آنقدر زيرِ فلس‌هاش خيس بود كه دريا هم با او به جيبِ شلوارم پريد بر صخره‌های كوچكی كه نمك داشت موج روی موج از پيرهنم می‌رفت بالا ساحل را می‌شُست و می‌ريخت در زخمِ چالِ چانه‌ام كه زنبيلِ موسا هم آنجا مادری می‌كرد نامه‌هاشان را به كدام جهت گُم كنند …

توضیحات بیشتر »
قالب وردپرس پوسته وردپرس