یکشنبه , ۵ تیر ۱۴۰۱
خانه / ئاماژه1

ئاماژه1

رعایت کاف/ سه شعر از زاهد بارخدا

سه شعر از زاهد بارخدا رعایتِ کاف   این سه شعر، کنارِ هم آمده‌اند که بشوند شعر چهارم. در بازه‌ی زمانیِ پنج ساله؛ تنوع در ساختار و رفتارِ با کلمات از این روست. اگر آن پنج سال را نادیده بگیرم، شعر چهارمی‌که اتفاق می‌افتد را می‌سپارم به یادِ وحیِ دور: …

توضیحات بیشتر »

چهار شعر از حسین خلیلی

    شعرهایی از فصل ِ هندسه ی پرتابی از کتابِ در دستِ چاپ:  طبیعتِ محو   حسین خلیلی     .   از پس ِ کلمه‌ها که نمی‌آیند   به تصور ِغیر ــ که غیر ممکن است آمدنش   انتظار بر نمی‌تابد شک ــ   برآن روی ِ احتمال که …

توضیحات بیشتر »

از راهِ یخ رفتن/ ورنر هرتسوگ، ترجمه‌: خشایار قشقایی

از راهِ یخ رفتن/ ورنر هرتسوگ ترجمه‌ی خشایار قشقایی پیش‌نوشتِ مترجم: اینی که قرار دادم بخوانید به‌سیاهی‌درآمده‌ی روزی، خود به اندازه‌ی کافی سیاه بر متنِ برفِ متن، از سفرِ بیست‌ویکی‌دوروزه‌ی مونیخ-پاریسِ هرتسوگ است؛ پای پیاده، سالش ۱۹۷۴٫ پاره‌یی‌ست از کتابچه‌یی با نامِ «از راهِ یخ رفتن/Of Walking in Ice»، که …

توضیحات بیشتر »

سه شعر از علیرضا پورمسلمی

 سه شعر از علیرضا پورمسلمی   دوش وقت سحر   درست دو ساعت قبل از آغاز جهان یادم افتاد زیر کتری را خاموش نکرده‌ام اگر انفجار سر می‌گرفت؟ گوشی را برداشتم آن‌سوی خط هنوز دو ساعت به آغاز جهان مانده بود و آسمان داشت بار امانت را خالی می‌کرد   …

توضیحات بیشتر »

 له‌ پشت لقه‌ ناسكه‌كانی ته‌یمان/ هۆشه‌نگ گوڵشیری

هۆشه‌نگ گوڵشیری و: غه‌مبار گه‌ردی له‌ پلیكانه‌كان كه‌ سه‌ركه‌وتم، بینیم له‌ په‌نای ده‌ستشۆره‌كه‌، له‌ سه‌ر ده‌م، لێی ڕاكشاوه‌. گوتم: – له‌ كوێیه‌؟ ئه‌وسا ژنه‌م بینی كه‌ خۆی له‌ناو چارشێوه‌كه‌یه‌وه‌ پێچاوه‌ و له‌ سووچی ژووره‌كه‌دا هه‌ڵكوڕماوه‌. قاچه‌كانی له‌ دواوه‌ هه‌ڵێنا و ده‌ستی به‌ پێش ده‌موچاوییه‌وه‌ گرت، چوومه‌ پێشتر. نیوبوتڵه‌ عاره‌قه‌كه‌م له‌ …

توضیحات بیشتر »

ژرار دو نروال؛ مردی که خودکشی او را زیست/ زاهد بارخدا

زاهد بارخدا در کتاب‌های ادبی نامش معمولن کنار اسم بودلر، رمبو، لوتره آمون و آنتونن آرتو می‌آید: ژرار دو نروال، نابغه‌ای که خیلی‌ها به حق او را بانی مکتب سوررئالیسم می‌دانند، او تاثیر زیادی بر این جنبش گذاشت، و آندره برتون بارها در مصاحبه‌هایش از او یاد می‌کند: «روح سوررئالیسم …

توضیحات بیشتر »

بن بست / علیرضا پورمسلمی

علیرضا پورمسلمی  بازخوانی شعری از ضیاء موحد     نگاه کن چگونه بالش گیر کرده است میان آبی و پرواز نه بال‌ها که صدایش هم میان لاله و بغض و در گلویش پرواز نگاه کن که چه بغضی شده‌ست برای آن که لاله‌ها را دیگر نه‌سرخ آبی می‌خواهد.     …

توضیحات بیشتر »
قالب وردپرس پوسته وردپرس ..