شنبه , ۴ تیر ۱۴۰۱
خانه / بایگانی برچسب: داستان فارسی

بایگانی برچسب: داستان فارسی

نان و مشت/ آوات پوری

  زیر تیغ آفتاب دم یک چایخانه نشسته بودم و به هیچی فکر نمی‌کردم، چای داغ می‌خوردم، فکر کنم نصفه‌های چای سوم بودم، زل زده بودم به دوردست، هیچی توی دیدم نبود جز چیزهای همیشگی که دیگر فکرم را مشغول نمی‌کردند، کماکان به هیچی فکر نمی‌کردم، سعی کردم کمی‌با خودم …

توضیحات بیشتر »
قالب وردپرس پوسته وردپرس ..